تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
درآيد - همان زمان كسان اعتمادى باسد اللّه خان فرستادند كه اطمينان مشار اليه شود - و زمانيه را بگماشتهاى خانخانان سپرده خود بملازمت آيد - و به او نوشتها كه اطمينان خاطر او شود فرستادند - چون كسان خانخانان بزمانيه رسيدند اسد اللّه خان را اطمينان خاطر شد - قلعه را بكسان خانخانان سپرده خود متوجه ملازمت خان مذكور شد - و نواره و كومك افغانان كه آمده بود مايوس گشته مراجعت نمودند - به آب سون كه لودى آنجا با سى هزار كس فرود آمده بود كه سرحد ولايت خود را از آسيب مغل نگاه دارد - چون اسد اللّه خان بملازمت رسيد زمانيه را بقاسم موشكى داده سلطان‌پور و بعضى از پرگنات حسن خان بجكوتى را بعوض زمانيه بمشار اليه مقرّر داشتند - و از مقام ديگر زيادتى هم به او عنايت كردند - و سليمان افغان كه حاكم ولايت بنگاله بود - و لودى كه وكيل او بود دانستند كه خانخانان مرد سپاهيست و تدبيرش زياده بر شمشير است از راه ملايمت به صلح درآمدند - و تحفه و هدايا و وكيل فرستاده عرضه داشت كردند كه چون شما را حضرت پدر مىگويند ميانهء ما و بادشاه صلح دهيد كه ما در ولايت خود باشيم - و مغلان در ولايت و جاگيرهاى خود باشند - و هرروز از جانبين جنگ و جدل واقع نشود - و التماس نيز نموده بود كه من از بنگاله به پتنه بيايم - و شما از جونپور در پتنه - ملاقات نموده عهد و شرطى كه مىباشد در حضور مشخّص شده خطبه بنام نامىء حضرت بادشاه بخوانند و خوانده شود - خانخانان به جهت
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 300 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات