تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
دولتخواهىء حضرت اين التماس ايشان را قبول نموده وكيلان ايشان را سر و پا داده جواب عرضه داشت ايشان را نوشته ميعاد قرار دادند كه در چه تاريخ سليمان به پتنه بيايد - و خود ازينجا بروند - بعد از ان بملازمان او بيگچها و جاگيرداران خود چيزى نوشتند كه در فلان تاريخ مقرر شد كه در پتنه بملاقات سليمان افغان برويم - شمايان در ان ميعاد همه در گذر جيت و بليه جمع شويد - و بايزيد كه در بنارس بود عرضه داشت كرد كه از حكم چاره نيست - امّا درين وقت كه حضرت قلعهء چتور قبل كرده باشند شما را بخانهء افغانان به پتنه رفتن لايق نمىنمايد - باز حكم نوشتند كه تو در رسيدپور ( سيدپور ؟ ) در فلان تاريخ پيشتر از همه ملحق خواهى شد كه لودى آنجا آمده مرا خواهد ديد - و عهد و شرط كه لودى كند تو در ان مجلس خواهى بود - بعد از ان به پتنه خواهم رفت - باوجود تشويش و خوردن چوب چينى بايزيد مردم خود را از خشكى فرستاده خود بكشتى درآمده خود متوجه ملازمت خان‌خانان شد - چون بيست و چهارم جمادى الثانى سنه 970 ( نه‌صدوهفتاد ) قرار داده بود و در بيست و ششم در نواحئ جيت و بليه بملازمت خان خانان رسيد - چون جماعه بمشار اليه ناخوش بودند محل يافته بعرض رسانيدند كه به حاكم بنارس كه هربار چيزى مىنويسيد جواب مىنويسد - و بميعاد حاضر نمىشود - سرحد است و افغان كه اين معنى