رسيده بودند در كشتيها درآمده بجانب پرگنهء چلوپاره روان شدند - و بعضى اسباب و بساهى كه از مردم او مىتوانستند همراه گرفته و پارهء ديگر كشتيها را شكسته - و اسد اللّه خان تبريزى را در قلعهء بنارس كه بزمانيه شهرت كرده عليقلى گذاشته بود - بعضى از بساهى و كشتيهاى خود را به آنجا كشيدند - و خود همراه حسن پتنى و جمعى از ملازمان بقلعهء چلوپاره رفته فرود آمد - روز ديگر بندگان حضرت چون كشتى نيافتند ازين روى آب در برابرى قلعهء چلوپاره نزول فرمودند - و اردوئ عليقلى فرود آمده بود - خود در درون قلعه در چرى فرود آمده بود چنان كه بعضى يتيمان ؟ ( لشكريان ) او ازين روى آب ظاهر مىشدند - و بندگان حضرت چند تفنگ به آن چرى كه او مىبود انداختند - و او هم تفنگ چندى سر داد - حسن على كولابى كه در ملازمت حضرت ايستاده حرف مىزد يك غلوله آمده بر دامن قلماقى او خورد - خانخانان دست بندگان حضرت گرفته اين جانب برآورد كه لايق نباشد كه شما در برابرى اين نوع حرامخوار قزّاق خون گرفته وا ايستيد *
نقارهء نوبت نماز ديگر را عليقلى نواخته از آنجا كوچ كرده بجانب سروار متوجه شد - و از افغانان حسن پتنى همراه مشار اليه بودند - بندگان حضرت كوچ كرده لب آب را گرفته قريب مؤ نزول فرمودند - نماز ديگر بود كه خبر رسيد كه بهادر و اسكندر قصد بساهى و اردو نموده بجانب جونپور متوجه شده - در همان نماز ديگر بندگان
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٩٦