من و شمايان گذشته التفاتها كردهاند - شما چون اين نوع بىادبى كردهايد و آن هم به من رسيده كه لشكر حضرت بىجلوى كرده بر سر شمايان آمده بودند شما را ضرور شد - و چند زنجير فيل خاصه كه همراه بود بدست شمايان درآمده - حالا تلافى آن اين است كه فيلهاى حضرت را بدست هركه درآمده باشند گرفته مفصّل كرده بدرگاه فرستند - و به نياز نام نوكر بهادر كه پيش عليقلى مىبود - سپرده فرستادند - و به آنجا رسيده فيلان را جمع ساخته بدرگاه معلّى فرستادند *
روز ديگر مادر عليقلى بهمراهىء خانخانان و خواجه جهان متوجه ملازمت شدند - مع فيلهاى خوب و پيشكشهاى لايق هردو در جونپور بپابوس مشرّف شدند - بنوعى كه خانخانان و خواجه جهان به عليقلى قرارداده بودند حضرت التماس ايشان را مبذول داشته فرمان جهان مطاع صادر شد كه جاگير عليقلى و بهادر و اسكندر بدستور سابق بايشان متعلّق باشد - بعد از ان بندگان حضرت باندك كسى بسر قلعهء چنار رسيدند - چند روز آنجا بوده شكار فيل نيز فرمودند - و از آنجا مراجعت نموده در بنارس باردوئ ظفرقرين ملحق شدند - بعضى ارباب نفاق اين التفات كه نظر بعليقلى و آنجماعه كردند خواستند كه بظهور نيآيد بعرض رسانيدند كه او بى خبر است ازينجا ايلغار كرده او را بدست مىآريم - سركار جونپور و بنارس و غازىپور و بعضى محال ديگر كه بجاگير عليقلى و آنجماعه تعلق داشت
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٩٤