( به ) خانخانان عنايت كردند - و خانخانان سركار بنارس ببايزيد مرحمت فرمودند - و اسباب زيادتى را در قلعهء بنارس گذاشته - نماز ديگرى بود كه بطريق ايلغار در ملازمت حضرت متوجه عليقلى شدند - و از آب جونپور نزديك بقيلش ؟ گنگ گذشتند - و نماز خفتن بود كه بغازىپور رسيدند - و كسان عليقلى كه شقداران غازىپور بودند خبر يافته از كركى برآمده بعليقلى در محمدآباد كه چار كروهىء غازىپور است رسيده خبر رسانيدند كه حضرت بدولت و اقبال تشريف آوردند - و حضرت و لشكريان همه اولچين شده ميخواستند كه همان زمان بر سر آن حرامخوار متوجه شوند - درين اثنا خان خانان رسيد و بعرض رسانيد كه بادشاه عالم لايق نيست كه مثل شما پادشاهى بر سر اين حرامخوار قزّاق در شب برويد - ملازم شما است - ايشان فرمودند كه پس آن حرامخوار خبر يافته خواهد گريخت - خانخانان عرض كرد كه بجهنم يك نوكر از پيش شما گريخته باشد - هر جا گريزد آخر بدست مىآيد - در رفتن و گرفتن او اضطراب نفرمايند - حضرت چون خانخانان را پدر گفته بودند و كلانتر الس بود التماس او را قبول فرمودند - و على الصباح متوجه شدند - چون او خبر يافت مقاومت نتوانست كرد قرار بر فرار داده بجانب نرهن رسيده بدر رفت - بعضى از لشكريان حضرت تعاقب كردند - در لب آب گذر نرهن رسيده اندك دست بردى هم نمودند - چون بساهى و اسباب او كه از كندنا كوچ كرده به آنجا
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٩٥