تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
خود بر سر شهريار كرد كه ملازم خان زمان بود - و از كندنه از خان زمان جدا شده از آب سلوار گذشته فرود آمده بود بر سر او تعين كردند - چون در شب مجنون خان و اين جماعه باردوى او رسيدند او خبر يافته بكشتيهائى كه اين طرف آب گذاشته بود و طيار بود درآمده باز به آن جانب گذشت - و بعضى از مردم او باردوى خان خانان ملحق شدند - و اكثر اسباب او را مجنون خان و لشكريان او غنيمت گرفته *

[ ملاقات خان زمان با خانخانان و سوگند خورن خان مان براى دولت‌خواهى پادشاه جلال الدين محمد اكبر ]

و بعد از چند روز آغاى سرو قد نام عورت كه سابقا در حرم حضرت فردوسى مكانى بابر بادشاه خدمت ميكرد و بخانخانان آشنا بوده از كندنه از اردوئ خان زمان آمده كه بطريق جاسوس تجسّس لشكر خانخانان و خوانين كه كدامها پيش آمده‌اند نمايد - چون احوال خان زمان و مردم او را كه در كندنه بودند خانخانان ازو تحقيق كردند از تقرير او معلوم شد كه مردم خان زمان از مشار اليه دلگيرند - و از عملى كه پيش گرفته پشيمان‌اند - پس خانخانان بخان زمان كتابتى نوشتند و از بىبى سرو قد فرستادند كه چه بخاطر رساندهء - ترك افعال ناخوش كن - و از روى اخلاص بدرگاه بادشاه جمجاه التجا بيار - و اگر التماسات داشته باشى آن به من رسد كه به حضرت عرض كرده مهمسازئ تو نمايم - و الّا بافغانان كه كومك خود خيال كردهء چيزى مىنويسم كه ترا گرفته مىآرند - چون