تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
گفته - و بعد از ان فرمودند كه خان بابا شما بلشكر پيش ميرويد با ما - خان خانان عرض كرد كه شما بادشاه آيد به اين نوع كارهاى جزوى متوجه شدن لايق نيست - بنده برود - و همون زمان باسپ و سروپا سرافراز كرده رخصت فرمودند - و حكم فرمودند كه چون آنجا برسيد وزير را معه قور رخصت كنيد - چون آصفخان مردى كم‌رتبه بود قور را فرستاده بوديم - حالا احتياج بقور نيست - مردم بشما تسليم خواهند كرد - و مشار اليه در سپاه جونپور كه منزل ميرزا عرب نوكر عليقلى بود فرود آمده بودند كه بندگان حضرت متعاقب خواجه جهان را بمخدوم الملك همراه كرده به جهت عذرخواهىء سخنان بالا فرستادند - و چون بندگان حضرت فرموده بودند و مخدوم در ميان بود رفع كلفت سخنان گذشته شده باز بتازگى عقد اخوّت بستند * و بعد از ان اسپ شرغهء كه بايزيد در حصار فيروزه از افغان مامكان خريده بود و در نواحىء سلطان‌پور بلهر روز عيد قربان پيش‌كش كرده بود - و حضرت بارها بخانخانان فرموده بودند كه حضرت بابر بادشاه را اسپ شرغهء بوده است كه به او ميل داشته - دايم در طويله نگاه مىداشتند - اگر اسپ شرغهء خوب بهم رسد ما هم ميل داريم كه نگاه داريم - و همون روز كه بايزيد اين اسپ را بخانخانان پيشكش كرده بود خانخانان نذر حضرت كرده بودند - و ببايزيد گفتند كه چون بلشكر مىرويم اين جانور جانداريست مبادا امرى واقع شود - تو برده