اعتراض خواهند كرد بلكه غضب - مير مذكور متعهّد آن دو كس شده از بايزيد خلاص كرد - و به جهت كوفت دو روزى در حصار بوده باسپ و اسباب كه بايزيد مهمانى نموده بود متوجه درگاه شد - و در حضرت دهلى بپابوس بندگان حضرت سرافراز گشت - بندگان حضرت چون به حضرت دهلى رسيدهاند تاتار خان حاكم دهلى و شاه محمد خان قلاتى و نور الدين محمد خان ترخان جاگيردار سفيدون و التوقليج و ميرم قليج برادران قليج خان و جمعى ديگر كه جاگيردار نواحى دهلى بودند بر سر ابو المعالى تعين فرمودند - و آنها از نواحىء پرگنهء توهانه گذشته - در فيروز پور خبر ابو المعالى را يافتهاند كه بپرگنهء سيالكوت رفته يك شب بوده از آنجا بگكران جنگ كرده متوجه كابل شد *
و در اوايل كه بكابل درآمد ملازمت مرزا محمد حكيم را به خود قرار داده - بعد از چند روز آنجا هم دغدغهء مخالفت نموده - ماه چوچك بيگم والدهء ميرزاى مذكور را معه محمد قاسم كوهبر و عرب خواهرزادهء مشار اليه را بىجهت بقتل رسانده - مرزا را بتصرّف خود درآورده - و اين خبر چون به بدخشان رسيد نواب ميرزا سليمان مع كوچ خود حرم بيگم متوجه كابل به جهت دفع و رفع ابو المعالى شدند - در لب آب باران به يكديگر روبرو شده - فتح بمرزا سليمان رو داد - و ابو المعالى مذكور را زنده بدست آورده بنواب محمد حكيم مرزا سپردند كه به خون والدهء خود و امراى خود بقصاص رسانيد - باز نواب محمد حكيم مرزا بدستور سابق در كابل تشريف
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٨٤