تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
بالا گذشته در منزل بيگه بپابوس سرفراز شدند - و به بيرم خان بندگان حضرت بنوعى آشنائى و خاطرجوئى فرمودند كه گويا هرگز كلفتى واقع نشده * و در همين مجلس منعم خان بعرض رسانيد كه من از خان مذكور قبول كرده‌ام كه او را رخصت طواف حرمين فرمايند - حضرت فرمودند كه ما ميل اين داشتيم كه در ملازمت باشد - و چون بيرم خان التماس نموده حسب التماس مشار اليه قبول كرديم - و تا دو پاس شب صحبت داشتند - و مردم اردو آن شب خواب بفراغت در چادرهاى خود كردند و فتنه و فساد كه بنفاق بعضى مردم برپا شده بود تسكين يافت - و باز كوچ كرده مراجعت فرمودند از گذرى كه برابرى روپر بود - حضرت مع اردو گذشته كوچ بر كوچ در نواحىء قصبهء سرهند نزول فرمودند - و مهم‌سازئ رفتن بيرم خان در ميان آمد - و بعد از سه چار روز مشار اليه را رخصت مكهء معظّمه فرموده خود بدولت به جهت شكار بجانب حصار فيروزه تشريف بردند - و بايزيد ( با ) خرچى و بعضى اسباب لايق كه منعم خان به بيرم خان فرستاده بودند تا يك منزل بخان مذكور همراه رفته - و اسباب را بوكلاى ايشان سپرد - و بيرم خان خطى نوشته ببايزيد دادند كه در هندستان از ملك و اسباب آنچه از بيرم به نظر نعمت لغ كه منعم خان باشد درآيد بطريق ملكيّت بايشان گذراندم - و بايزيد رخصت يافته اين خط را بمنعم خان رسانيد - و روز ديگر كوچ كرده اردو بجانب حضرت دهلى متوجه شده و بيرم خان به سفر حرمين - و ترسون محمد خان