تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
كافران شدند - و پارهء از ان كافران از دروازهء خندق خود گذشته متوجه اين جماعت كه بطريق سير رفته بودند شدند - و سلطان حسين بيگ ولد سلطان بايزيد بيگ كه قوربيگىء حضرت همايون بادشاه بود و بندگان حضرت در سدد تربيت او شده بودند و بمردانگى و صورت او در ان عصر يكى ديگر در سلسله چغتى نبود - در جاى مزبوط كه جنگل باس بود بر ان كافران تاخته - چون در مردانگى قرينهء نداشت هيچ كس به او همپائى نتوانست كرد بدرجهء شهادت رسيد - و روز ديگر قريب بسه چهار كس آن كوه را و خندق و دروازه را در ميان گرفتند - و نواب خانخانان منعم خان و خواجه امينا كه خواجه جهان باشد و حاجى اصغر منشى كه اشرف خان باشد و حاجى محمد خان سيستانى كه سابقا نوكر بيرم خان بود - همراه خانخانان در برابر دروازهء كافران ايستاده بود كه از درون قلعهء كافران خطّ بيرم خان كه بخانخانان نوشته بودند آوردند - مضمون آنكه نعمت لغ از ضرورت پناه بكافران آورده‌ام - اگر شما آمده دست مرا گرفته ازين كوه برمىآريد مىآيم - و بشومىء من ديروز مثل سلطان حسين كسى كشته شده باشد - من به اين نوع فساد بىضرورت چون راضى باشم - و مقصود حضرت بادشاه و اركان دولت اگر يك قاشق خون من باشد بحل كردم - و خط را بجنس بمحمد حسين ناظر كه در ثانى الحال او را بخطاب لشكر خانى سرافراز فرموده بودند داده - مشار اليه بتعجيل باردو بملازمت به نظر اشرف در آورد - و حضرت فرمودند كه بمنعم خان خانخانان بگو كه تو
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 229 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات