تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بيرم خان در مدت وكالت به جهت روضهء امام رضا عليه التّحية و السّلام ترتيب داده بود - و در جنگ آن نيز بدست اتكه مذكور درآمده بود - چون از نظر اشرف گذراند بخزينهء عامره سپردند - و حضرت از سرهند به جهت دفع و رفع خان مذكور متوجه به آن كوه شدند - نزديك پرگنهء روبرو در لب آب ماچهى واره اردو فرود آمده - و بندگان حضرت به جهت سير متوجه لاهور شدند - و چند روز سير لاهور كرده باز بدولت و اقبال باردو تشريف آوردند - و سير لاهور در سنه 967 ( نه صد و شصت و هفت ) بود * و در همين تاريخ مرزا ابراهيم ولد نواب مرزا سليمان كه به جهت تنبيه اوزبكان - پدر و پسر از بدخشان متوجه بلخ شده بودند - و چون مرزا سليمان هفتاد و دو جنگ باوزبك كرده همه جا فايق آمده و درين مرتبه هم اوزبك را به نظر در نياوردند ناسپاهيانه گشتند - و هر لشكرى كه غنيم خود را خوار گرفت البته شكست مىيابد - مرزا ابراهيم از پدر جدا افتاد - و اوزبكان به او غلبه كرده مردم او پريشان شدند - و خود بسه چهار كس معدودى بگوشهء افتاده - و « 1 » كل كافر نام كه راه‌دار و تمغاچى
هامش
( 1 ) در اكبرنامه جلد دوم صفحه 125 مرقوم است كه درين اثنا برادر كل كافر ميرزا را مىشناسد و باتفاق مردم ده مقيد ساخته پيش پير محمد خان مىبرد + + پير محمد خان متوهم شده در كشتن استعجال مىنمايد - تاريخ اين قضيه كوراك كشت ( 967 ) يافته‌اند - و كوراك نام جلّادى بود - و ميرزا سليمان كونحل اميد پدر ( 967 ) تاريخ يافته بود - و پيشتر ازين قضيه به دو روز ميرزا ابراهيم قصيدهء گفته كه مطلعش اين است *رفتم بخاكِ حسرت چون لاله داغ بر دل * آرم بحشر بيرون با داغِ دل سر از گلِ