تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
توخته كه باج‌گاه بلخ است و « 1 » در بدخشان نوكر مرزا ابراهيم بوده مرزا را شناخته گرفته به بلخ پيش مير محمد خان كه حاكم بلخ بود برده - اين طور بادشاه‌زادهء بفهم مردانه را بكورك نام ملازم خود فرموده كه كشت - و هرجا كه خبر كشته شدن مرزا ابرهيم رسيد پير محمد خان را نفرين كرده - و افسوس از براى آن شاهزاده خوردند - و تاريخ فوت او را كورك كشت يافتند - و اين خبر ناخوش در حينى كه اردو در كنار ماچهى واره بود رسيد *

[ رفتن بيرم خان بقلعهء كافران و توجه نمودن حضرت جهانبانى و منعم خان و ديگر سرداران بان سو و واقعات ديگر كه روى نمود ]

و در همان چند روز حضرت از گذر روپر از آب گذشتند و اردو هم متعاقب از آب گذشت - و در همين منزل مير اصغر منشى را « 2 » بعد از آمدن مكّهء معظّمه خطاب اشرف خانى عنايت فرمودند - و خواجه سلطان على را بخطاب افضل خانى درين همين تاريخ سرافراز گردانيده بودند - و در حينى كه بيرم خان - تردى بيگ خان را كشته بود اينها به جهت اشنائى تردى بيگ ( از ) خان مذكور فرار نموده بمكّه رفته بودند - و بندگان حضرت كوچ بكوچ به آن كوهى كه بيرم خان براجها پناه برده بودند شدند - چون بنزديك آن كوه رسيده اردو فرود آمد - و روز ديگر جماعهء از امرا و يكّه جوانان بطريق سير متوجه خندق و قلعهء
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « كه باج‌گاه بلخ است و اين كورك كه در بدخشان نوكر مرزا ابراهيم بوده مرز را شناخته الخ » * ( 2 ) در اصل نسخه « اصغر منشى را كه بعد از آمدن » *