تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
حاصل كرده متوجه كابل شدند - و شب در قلعهء چار باغ صفا در ملازمت بابا دوست بخشى مهمان خواجه حسين ميربر بود - و از ان‌جا كه روان شد در مندراول مهمان قاسم ابول شدند - و از ان‌جا كه روان ( شد ) نزديك بكوتل تنك گاؤ خانهاى هزارهاى ديه پلاس مهمان شده - و از آنجا كه روان شدند روز جمعه بعد از نماز بقلعهء كابل رسيدند - و سپاهيانى كه در دروازهء دهلى به جهت نگاه داشت بودند بابا دوست بخشى را مانع آمدند - و بابا دوست فرود آمده دست بشمشير كرد - و بايزيد اصلاح نمود - آخر الامر بقلعه درآمده بملازمت محمد قلى خان در برج قاسم برلاس رسيدند - و خان مذكور همان زمان چلمهء بهزادىدار كه ديوان مشار اليه بود دفتر كابل را وا كرده جاگير مىخواستند قسمت كنند - بايزيد كتابت منعم خان بخان مذكور داده - از مراجعت ايشان شوقها كرده بسيار مسرور شدند - و فرمودند كه خدا منصب لغ را خير دهد كه مرا از غريب بلائى خلاص كردند - من كابل را اگر غنيمى پيدا مىشد نمىتوانستيم نگاه داشت - و سه ماه ديگر بايزيد در كابل بود - تا كلوخى را كه عبارت از توجيه اول است از تومان نيكنهار و مندراول منعم خان بىباقى كرده متوجه كابل شدند - و چون به بتخاك رسيدند ملا عبد الباقى صدر را پيش فرستاده محمد قلى خان را اعلام كردند - و خان مذكور در حمام تردى گاؤ بود - همان زمان سروپا پوشيده - در چلكهء سياه سنگ هردو خان ملاقات كردند - و باتفاق به شهر درآمده - منعم خان باز در منزلهاى جديد كه در محلهء چرم‌گيران