به بيگم همراه ساختند كه در ملازمت بوده در هرمنزلى كه فرود آيند اسباب مهمانى كه قاعده مىباشد بسركار خاصهء بيگم و متعلّقان رساند - و از پل غوربند كه بگذرند رخصت گرفته بكابل آيد - بايزيد بموجب حكم عمل نموده - و بعد از چند روز در كابل بملازمت نواب رسيد - و از حسن خلق و مروّت و همّت بيگم آنچه ديده بود بعرض رسانيد *
و در همون چند روز مرزا شرف الدين حسين ولد خواجه معين نبيرهء حضرت خواجه جهان محمود از كاشغر بكابل آمده - بعضى اسباب - سوداگران در ملازمت مرزاى مذكور آورده بودند - و جنسهاى خوب داشتند يك لنگ بار ايشان را وا كرده آنچه نواب خان خانان را در كار بوده گرفته ما باقى را به صاحبان برگردانيدند كه باز بدستور كاشغر بسته در ملازمت مرزاى مذكور متوجه هند شدند *
و منعم خان تا سنه 967 ( نهصدوشصتوهفت ) باز حكومت كابل كردند - درين ما بين چند مرتبه فرامين طلب بمشار اليه صادر شد - آخر الامر شوق پابوس بندگان حضرت گريبان گرفته مقيّد بميوهاى خوب و سير باغ شهر آرا و حكومت كابل نشده در آخر سنه مذكور پانزدهم شعبان متوجه هند شدند - و پانصد نفر از سپاهيان خوب همراه آوردند - و ما باقى سپاهيان را در كابل در ملازمت نواب محمد حكيم مرزا و فرزند خود غنى بيگ گذاشتند - و از ملازمان حضرت مثل حيدر محمد آخته بيگى و مقيم و بالتو قرابت تردى بيگ خان و خواجه عبد المنعم
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٢٤