نزديك بدروازهء دهلى است كرده بودند فرود آمدند - و محمد قلى خان در برج قاسم برلاس كه مىنشستند رفتند - و بعد از چند روز از منعم خان رخصت حاصل كرده متوجه هند شدند *
و در زمستان هم امسال حرم بيگم كوچ نواب مرزا سليمان از مرزا رنجيده بكابل آمد - و اپاق ديوانه و على محمد قبلهء نوكران بيگم مذكور همراه بودند - و نواب خان خانان ايشان را در حويلى خوانزادهء بيگم كه بباغ شهر آرا متصل است فرود آوردند - در اثناى اين نواب مرزا سليمان خطى بنواب خانخانان ارسال داشته بودند كه اگر بيگم را بنصايح برگردانيد كه به بدخشان آيد ما از تو منّت داريم - و نواب خان خانان هرروز رفته بيگم را نصايح ميكردند كه رفتن شما بهند اصلا لايق نيست - اپاق ديوانه و على محمد راضى نمىشدند كه بيگم به بدخشان مراجعت نمايد - و آخر بيگم از سخنان و نصايح منعم خان بمراجعت بدخشان راضى شده قرار يافت - و چو بمعمورهء كه پاى منار است بيگم آنجا رسيده بودند خانخانان را طلبيدند كه وداع نمايند - اشتر كجاوهء بيگم را خواباندند - و خان خانان هم از اسپ فرود آمده - و عهد و شرطيكه مىباشد بخان خانان كردند و گفتند كه ما ترا برادر گفتيم - ديگر نخواهيم گذاشت كه مرزا سليمان و مرزا ابراهيم بر سر كابل بيايند - و اسپ طرق خانهزاد مرزا سليمان كه او را إله پاچه مىگفتند بخانخانان داده رخصت فرمودند - و خان خانان بايزيد را
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٢٢٣