و احشام هيچيك نبود كه در جنگ سرهند كمال تردد و مردانگيها بجا نياوردند - مخصوص خضر خواجه سلطان و نواب بيرم خان و تردى بيگ اتاوه و عليقلى شيبانى و خضر خان هزاره - و اسكندر يك ماه بلك بيشتر كمال سعى كه در سپاهگرى بود بجا آورد - و چون صاحب دولت نبود شكست بمشار اليه آمد - از فيلان و اسباب بادشاهىء او بدست لشكريان نصرت مآثر درآمد - و او با معدودى چند بجانب قلعهء مانكوت و دامن كوه لاهور رفت - و حضرت بدولت و اقبال كوچ بر كوچ متوجه حضرت دهلى شدند - و بفتح و فيروزى در تخت حضرت دهلى جلوس فرمودند - تردى بيگ اتاوه را با جمعى بجانب لاهور تعين فرمودند - و اسكندر سلطان قزاق را با جمعى بآگره و عليقلى سلطان شيبانى را با جمعى بجانب سنبل و آن حدود تعين فرمودند *
[ وفات همايون بادشاه در سنه 963 و انتقال سلطنت هندوستان بپادشاه جهان و جهانيان جلال الدين محمد اكبر بادشاه ]
چون همگى همت ايشان برين بود كه خود را از دنياى دون بگذرانند به خدا شرط كرد بودند كه ولايت هند كه مورثىء ايشان بود كه به جهت مخالفت برادران از دست رفته بود بدست آرند - و بعد از ان خود را از همه گذرانده سلطنت را به حضرت شهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر مرزا سپارند - و خود بدرويشان و علما و فضلا صحبت دارند - حق تعالى به جهت پاكيزگىء طينت ايشان نخواست كه ديگر درين خاكدان تيره و چرخ بىوفا باشند - قبض روح مطهّر ايشان نموده كه در بهشت جلوه نمايند - و از ان تاريخ كه در هند درآمدند و در حضرت