تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
تعين فرمودند - چون لشكر ظفر قرين به آن جماعهء مردود الآخرت رسيدند باندك ترددى بدولت حضرت مخالفان را درهم شكسته سر و فيل بسيار بدرگاه فرستادند - و اسباب و بساهىء ايشان بدست مردم لشكر ظفر اثر افتاد - و لشكر بفتح و فيروزى برگشته باردوى ظفرقرين ملحق شد * و خبر آمد كه تاتار خان كاسى سى هزار كس از اسكندر سور كه در ان ولا پادشاهى هند به او قرار گرفته بود رخصت يافته متوجه جنگ حضرت شده - بندگان حضرت نواب بيرم خان و اسكندر خان قزاق را و مرزا خضر خان هزاره و لعل بيگ بدخشى و حيدر محمد آخته بيگى و ميرك كولابى و خالق بردى و از ايماق و احشام كه به اوقچىگرى شهرت داشتند و جمعى ديگر از امرا و يكّه جوانان مردانه را بخان مذكور نوشتند - و از لاهور رخصت يافته متوجه غنيم شدند - به آب ماچهىواره رسيدند - خبر يافتند كه تاتار خان بسى هزار كس آن طرف آب فرود آمده - پيش از ان كه خبر بافغانان رسد نماز ديگر همان روز بود كه بيرم خان با جمعيتى كه همراه داشت از آب گذشته - افغانان حاضر شده كوچ كرده متوجه خان مذكور شدند - چون شام نزديك بود در لب آب ديهى بود و افغانان خود را در عقب ديه كشيده پناه خود ساختند - پيادهائى كه بان ديه درآمده بودند به جهت گرفتن غلّه و غيره يك كدام نادانسته آتشى بر چيزى زده‌اند - همان زمان باد تند شده به همه چيزهاى آن ديه آتشى درگرفت - از روشنىء آتش لشكر افغانان