[ يورش حضرت همايون بادشاه بتسخير هندوستان و فتح آن بتائيد ايزد متعال ]
و در همان چند روز جناب سيادت مآب مير عبد اللطيف غزنوى كه قاضى جهان وكيل شاه خود را قرابت مير مذكور مىگفتند بهمراهى فرزند خود كه مرزا غياث الدين على نام داشت - و ثانى الحال بندگان حضرت جلال الدين محمد اكبر مرزا پادشاه در هند بخطاب نقيب خانى سرافراز فرمودند بكابل تشريف آوردند - و چون منعم بيگ خبر يافت تا بىبى ماهرو ايشان را استقبال نمود - و در بهترين منزلهاى كابل فرود آوردند - و چند روزى به جهت اين كه اسپان ايشان بياسايند مير مذكور اقامت نمودند - و چند مرتبه ديگر منعم بيگ به جهت ملاقات به منزل مير رفتند - و مير هم چند مرتبه بخانهء بيگ مذكور كه در خانهء برج قاسم برلاس مىبودند تشريف آوردند - بعد از ان بخرچى مناسب كه در سفر هند به كار آيد و اسپان لايق بمير و فرزند داده عذرخواهى بسيار فرمودند - و به بيگ محمد آخته بيگى كه جمعى از ترك و تاجيك كاروان عظيم جمع شده بود سفارش نموده روانهء ملازمت حضرت نمودند - و حضرت بدولت و اقبال كوچ بر كوچ چون بدار السلطنت لاهور نزول فرمودند جمعى از افغانان مثل شهباز خان و نصير خان و غيره قريب به بيست هزار كس جانب پرگنهء ديبالپور جمعيت نموده بودند - چون اين خبر به حضرت رسيد شاه ابو المعالى و عليقلى سلطان شيبانى و عبد اللّه سلطان قزاق داماد قاسم برلاس و جمعى ديگر از امرا و يكّه جوانان را بر سر افغانان مذكور