تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
فريدون از مشهد بود يعقوب همدانى خواجه عبيد مولانا صالح مشرف اصطبل مكمل بيگ مير حاجى لنگ حيدر گاوميش و جمعى ديگر از ملازمان حضرت شاهزادهء عالميان و از نوكران نواب بيرم خان بهارلو قريب به پنجهزار كس در ملازمت حضرت بودند كه متوجه هندوستان شدند * و على قلى شيبانى به جهت گذراندن كاروان رخصت يافته به بنگش رفته بود - و بايزيد در ان زمان ملازم خواجه جلال الدين محمود بود - به جهت رنجشى كه از برادر خواجه جلال الدين محمود داشت از خواجه بىرخصت به بنگش پيش على قلى شيبانى كه در تبريز در خورديها همسايه بودند به آن نسبت رفت - و چون بدرقانهء كاروان را گرفته از محل مخاطره گذرانده بكابل آمد - و تا آن زمان را بندگان حضرت بتمان نيك نهار رسيده بودند - و سلطان مشار اليه در همون چند روز برآمده در بتخاك منزل كرد - و سزاولان سلطان مذكور در شهر اهتمام كرده مردم را از دنبال مىفرستادند - چون خانهء بايزيد در درون قلعه در همسايگىء برج قاسم برلاس واقع شده بود - و در ان اوقات در برج مذكور منعم بيگ حاكم كابل تشريف داشتند - و بايزيد پرتل بار كرده و تركش بسته پيش مير مذكور آمده كه رخصت حاصل كند - و آن روز چهارشنبه سورى بود - مير مذكور فرمود كه درين نوع روزى