تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اردو آمد - و التماس نمود كه اگر حضرت از اردو برآمده چند گام بجانب من آيند باعث سرافرازى مىشود - و حضرت از اردو برآمده و پشتهء بود كه قرار داده بودند كه حضرت تا آنجا برسند مرزا ملازمت نمايد - و حضرت از جاى قرارداد اندكى عقب فرود آمدند - منعم بيگ بعرض رسانيد كه قرارداد بيشتر است - حضرت بمنعم بيگ بقدرى اعراض شدند و سوار شده فرمودند كه روان شو - ميرزاده هرجا كه مىبرى مىرويم - چون در جاى قرارداد بمرزا ملاقات واقع شده مرزا ( را ) گرفته باردو تشريف آوردند - منعم بيگ به منزل خود رفت - و حضرت دانستند كه بيگ مذكور از ان سخن آزار يافته - محمد حسين ناظر را كه در ثانى الحال جلال الدين محمد اكبر شاه بخطاب لشكر خان سرافراز ساختند - فرمودند كه منعم بيگ را طلب - چون محمد حسين بموجب حكم بطلب آمد بيگ مذكور بهانهء درد دندان كرده نرفت - حضرت فهميدند كه خيلى آزار يافته - و ميدانستند كه خواجه سلطان على ديوان را به او جهت تمام است به او فرمودند كه رفته منعم بيگ را طلب - چون خواجه مشار اليه بخانهء بيگ مذكور آمده باوجود جهت بسيار رفتن دريخانه را قبول نكرد - روز ديگر حضرت به خط مبارك نوشتند كه چون رنجانده‌ايم بيا آشتى كنم - مير مذكور همان خط بوسه كرده بر چشم نهاده روان شد * و همان روز حضرت گناه بسيارى بمرزا كامران نوشتند - و بسر ديوان فرستادند كه كسى كه اين مقدار گناه كرده باشد او را