تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كوهها بود فرود آمده بودند - تاخت بر سر ايشان برد - و جمعى از آنها كشته شدند - و گوسفند و روانات ايشان در زمستان بكابل درآمد - و بعد از سه چار ( روز ) بكابل آمدند - و حضرت و مردم اردو ما بين دنكوت و نيلاب گذشته خبر يافتند كه پرانه نام زمين‌دارى در يكى از كوههاى بهره - سنكر كرده - بر سر او رفتند - و جنگ شده و سنكر را شكستند - و پرانه دران جنگ كشته شد - و ازين جانب كسى نامى كشته نشد - و خبر تشريف آوردن حضرت - به سى هزار نفر افغانان كه ما بين قلعهء رهتاس و سيالكو ؟ تهانه داشتند رسيد - آنها را ياراى تاختن اردوى ظفر قرين نشد - و سليم خان نيز خبر يافته بايلغار از آگره متوجه شد - چون خبر رسيدن سليم خان به حضرت رسيد لايق نديدند كه درين مرتبه به او جدل نمايند - قلعهء رهتاس را سير كرده از آب نيلاب بجانب كابل عبور فرمودند - در ما بين منارهء كجوه و سوات فرود آمدند - كنگش رفتن كشمير در ميان آمد - و همه امرا چون ميل رفتن حضرت ميدانستند قرار دادند كه از راه منبر بكشمير درآيند - و چون صباح كوچ شد قلقچى همه يك بار رو بكابل كردند - و حضرت را اعراض شد - و يساولان و تواچيان ( را ) حكم شد كه چندى را بكشند - منعم بيگ بعرض رسانيد كه پادشاهم كشتن مردم فايده نمىكند - به اين نوع كه من اين مردم را ديده‌ام بكشمير نخواهند رفت - و در همين زمان قربان قراول كه از شاه بيگ خان مانده بود