تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
آنچه دانى بخوان - تا ما را خواب برد - عرض كرد كه حكم شود كه بايزيد هم در گويندگى همزبانى كند - بايزيد بموجب حكم عمل نموده - چون حضرت اظهار گرسنگى نمودند بايزيد درصدد اين شد كه طعام بهم رساند - سپرى كه در ان جايهاى كه از مردم جدا شدند آب كشيده اسپان را داده بود چون خراب شده بودند آخته قبهء فولادى داشت خوش كرده نگاه داشته بود - و از گوشت اسپ كه در بالاى كوتل قسمت شد بود و از پشت يخنى كه در درّهء بدست آورده بود ازينها طعامى در قبهء سپر مهيا ساخت - چون بدولت بيدار شدند از ان طعام تناول فرمودند - و بارها در كابل مىفرمودند كه هرگز بان لذت طعام نخورده بودم - و آن شب پير محمد آخته خيلى خدمتگارى نمود - و رفته از درّها هيمهء خشك مىآورد - و آتش مىافروخت كه هرگز سرما نخوردند - و در ته ديگ طعام هم آتش مىكرد - و نماز بامداد سوار شده متوجه كوتل شدند - و حيدر محمد آخته بيگى را رخصت ايماق تولكچى كه در نواحىء قوربند بود و قوربند در ان‌وقت بجاگير مشار اليه بود فرمودند - و نماز ديگر بدولت در قلعهء قوربند نزول فرمودند - و از آنجا شب در ميان در خواجه سيّاران نزول فرمودند - و از ان‌جا بقره باغ - و از آنجا بمعموره نزول نمودند - و از آنجا كه بدولت سوار شدند اول رمضان سنه 959 « 1 » ( نه‌صدوپنجاه‌ونه ) بود كه در قلعهء كابل نزول
هامش
( 1 ) ارسكن در ترجمه خود صفحه 28 بعد سنه 959 ( نه‌صدوپنجاه‌ونه ) 957 ( نه‌صدوپنجاه‌وهفت ) تحرير كرده - و از اكبرنامه جلد اول صفحه 294 سنه 957 ( نهصدوپنجاه‌وهفت ) نيز معلوم مىشود *