تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
كرد كه تقريب آن سخنان را تولك قورچى مىداند بعرض رساند - تولك بر جانب ديگر حضرت مىرفت - حضرت متوجه شده از تولك پرسيدند - تولك كيفيت سر چاه و دلو را بنوعى كه گذشته بود بعرض رسانيد - حضرت از روى شفقت و مرحمت عذر خواهىء حسين قلى سلطان نموده فرمودند كه درين نوع وقتها هرجا سخن به گوش مىرسد چنان بخاطر مىرسد كه كناية بما مىگويند - از ان منزل تا بكابل حسين قلى سلطان ديگر به حضرت نزديك نگشت با آنكه حضرت مكررا او را ياد كردند - چون حضرت نماز پيشين ميان درهء كه مرد رسيدند ايماقات كه آنجا قشلاق نموده بودند آز آمدن حضرت انديشه نمودند و متفرق شدند - و بعضى غلّهاى ايشان در جاىها بود بدست سپاهيان افتاد - و بندهء درگاه بايزيد اندك بادنجانى و كروهى بدست آورده بود - زين استر كه در ان منزل برده بودند شناخته از برادر شاه ولى اتكه گرفت - و زين كهنه كه از برادر زلو خان گرفته بودند بعد از هزار منت به او داد - در ته كوتل سه پنج كه از كوتلهاى هندو كوه است فرود آمدند - حضرت فرمودند كه چند روز شد كه خواب نكرده‌ايم - بهادر « 1 » سلطان ولد حيدر سلطان شيبانى را سر مبارك خود را بزانوى او نهادند و فرمودند كه
هامش
( 1 ) شايد عبارت اين‌طور باشد « بزانوى بهادر سلطان ولد حيدر سلطان شيبانى سر مبارك خود را نهادند و فرمودند » و اركسن هم در ترجمهء خود صفحه 27 سطر 43 تقريبا ترجمه همين‌طور كرده - و در اصل نسخه « مادر سلطان » اما در صفحه 54 بهادر سلطان ولد حيدر سلطان شيبانى نوشته *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 123 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات