تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
از ان‌جا روان شدند - و بامداد بكوتل اشترگرام كه رسيدند راه گم شد - او عليدوست و عبد الوهاب يساولان كه پيش بودند تردد بسيار نمودند راه نتوانستند يافت - بعد از ساعتى پيادهء به نظر درآمد - حضرت فرمودند كه چه كسى - آنكس در جواب گفت كه بندهء خدا - حضرت فرمودند همه كس بندهء خدايند - نام خود را بگو - آن شخص گفت كه خاكى - حضرت فرمودند نام خود را بگو - خاكى چه معنى دارد - بعد از ان شخص گفت هرچه خواهند - چون راه گم شده بود و حضرت به قدر اعراضى « 1 » شده بودند فرمودند كه گيدى يا كوه دلال - كدام يكى خوانم - و بايزيد بيات تا آن تاريخ پنج شس سال بود كه در گرد حضرت خدمت ميكرد - و بندگان حضرت به آن اعراض هرگز نديده بود - بعد از ان پيادهء رهبرى نموده ايشان را بموضع اشترگرام رسانيد - و بر لب آب پنجهر نزول فرمودند - و از ان‌جا كوچ كرده بقره باغ و روز ديگر بكابل تشريف بردند - و آن سال تيره ماه سنه 955 بود *

[ نهضت موكب مقدس همايون بادشاه از كابل ببلخ و رجوع عالى از بىاتفاقئ مرزا كامران ]

ايام زمستان را بدولت در كابل گذرانده سامان لشكر بلخ نموده اوايل بهار « 2 » متوجه بلخ شدند - و فرامين بمرزايان صادر شد كه مرزا
هامش
( 1 ) اعراض غالبا اينجا بمعنى خشمناك است - گيدى - كسى را كه رجوليت و غيرت و حميت نباشد گيدى گويند - ببينيد براى مزيد تحقيق تاريخ شاهى مصنفهء احمد يادگار مطبوعه رايل ايشيا ؟ ك سوسائتى صفحه 285 * ( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 285 « در اويل سال ( 956 ) نهصد و پنجاه و شش كه هوا رو باعتدال آورده بود + + بعزيمت بلخ متوجه شديم » *