قبصى « 1 » و محمد جان قانونى و كجك غچكى و طوفان ربابى و قاسم چنگى و طوفان نى و از گويندها حافظ سلطان محمد آخته و حافظ كمال الدين حسين و حافظ مهرى و ملا مير جان پيوندى ( و ) جلايران در عقب « 2 » قور بموجب حكم نشسته بودند - و در مجلس بعضى سخنان گذشته از ان جمله يكى درين تذكره توانست نوشت *
حسين قلى سلطان مهردار از مرزا كامران پرسيدند كه در مجلس عبيد اللّه خان مىگذشته « 3 » كه كسى را كه برابر نارنج بغض على ابن ( ابو ) طالب در دل نباشد او را مسلمان « 4 » نتوان گفت و اين سخن يك وقتى در مجلس شما مىگذشته - و شما فرموديد كه خداى را بنده باشد كه برابر هندوانه داشته باشد - مرزا جواب دادند پس مرا مردم خارجى تصوّر ميكردهاند - حسين قلى سلطان مهردار عرض كرد كه بنده آنچه شنيده بودم عرض كردم - نقل كفر كفر نباشد - و اين مجلس تا نماز عصر بود - هر كس را آنچه بخاطر مىرسيد عرض مىكردند - و بعد از نماز عصر مرزايان و امرا و هركس به منزل
هامش
( 1 ) در اكبرنامه صفحه 281 « مخلص قبوزى » *
( 2 ) در اكبرنامه صفحه 282 « و ساير اين گروه جادو منش نزديك بقور نشسته نغمهپردازى نمودند » *
( 3 ) براى اين قصه ببينيد ترجمه اكبرنامه از بيورج جلد اول صفحه 537 نو ؟ ( 2 ) اين نو ؟ خيلى محققانه نوشته شد *
( 4 ) در اصل نسخه « مسلمان توان گفت » *