بر برانغار جا نمودند - امّا از مرزا كامران دور تر نشست - بعد از ان مرزا عسكرى را طلبيدند - و بعد از ان مرزا هندال - و مرزايان را به ترتيب كه طلبيده بودند در برانغار جاى بجاى خود نشستند - بعد از ان سلاطين اوزبكيه را طلب فرمودند - قاسم حسين سلطان پائيندست مرزا كامران دور تر نشست - بعد از ان خضر خواجه سلطان و اسكند سلطان و عليقلى و بهادر و قوندك برادر بيرم اغلن - و بعد از ان از خوانين و سلاطين چغته و امرا هركس در سر ديوان حاضر بود و لايق مجلس بود طلب فرموده - در جرانغار و برانغار جاىبجاى خود قرار گرفتند - و در « 1 » دنگل حسين قلى سلطان مهردار و مير اصغر منشى و حيدر و مقصود بيگ آخته ( و ) بيگيان نشستند - بعد از مجلس قرار يافتن طعام كشيدند - و بعد از طعام ميوهاى گوناگون آوردند آن مقدار كه به تمام مردم مجلس و سر ديوان فراوان رسيد - از قوربيگيان كه در عقب قور نشسته بودند سلطان حسين بيگ پسر بايزيد بيگ و محمد بيگ ولد بابا بيگ جلاير و از يكّها مثل كاكر على بيگ ولد سيد على بيگ و شاهم بيگ جلاير ولد شيخ على بيگ و تولك قورچى و شاه محمد بابا قشقه و محمد جان تركمان و لطفى سرهندى و عطا بيگ و از سازندها مخلص
هامش
( 1 ) در اكبرنامه صفحه 281 « جمعى از نزديكان بساط دولت ( مثل حسن قلى مهردار و مير محمد منشى و حيدر محمد و مقصود بيگ آخته ) در دنگل قرار يافتند - و جشنى عظيم انتظام يافت » *