تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
و بابوس ديّوس - فرمودند كه ديّوس در اردوى ما نباشد - روز ديگر قرجه و مصاحب و غيره كه ياغى شده بودند بعد بابوس همه را مرزا بمردم سپرده و از قلعه بيرون فرستادند - پنج گهرى شب گذشته بود كه حضرت بدولت از دولتخانه برآمدند و بر كرسى كه در پيش خانه كه در باغ مير تولك برپا كرده فرش بيانداخته بودند « 1 » نشستند - و به بخشيان و مير عرض قرار داده بودند كه ايشان را بچه نوع آورده پابوس نمايند - و قرجه خان را شمشير در گردن كرده آوردند - چون بمشعل كه نزديك دربار بود رسيد حكم كردند كه چون مرد ريش سفيد است و پدر هم گفته‌ايم شمشير از گردن او بردارند - برداشته آوردند - و بپابوس مشرّف شد - و گناه او را بخشيده فرمودند كه عالم سپاه گريست - و اين عبارت را بتركى بيان فرمودند - و در مجلس « 2 » پائين‌دست تردى بيگ اطاوه « 3 » حكم ايستادن كردند - و بعد از ان مصاحب بيگ را آوردند و چون به همان جاى كه شمشير قرجه خان را برداشته بودند رسيدند تركش را از گردن او واكرده
هامش
( 1 ) اين واقعه حسب روايت اكيرنامه جلد اول صفحه 279 روز جمعه دوازدهم رجب سال ( 955 ) نهصدوپنجاه‌وپنج واقع شد * ( 2 ) در اكبرنامه صفحه 280 « و در پايان دست چپ تردى بيگ خان حكم شد كه بايستد و بعد از ان مصاحب بيگ را تركش و شمشير به گردن بسته آوردند - چون نزديك بمشعل رسيد حكم فرود آوردن تركش و شمشير فرمودند » * ( 3 ) در بعضى مقام درين كتاب لفظ « اطاوه » بتاى قرشت اى « اتاوه » نيز نوشته شد *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 94 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات