( 101 )
( تِلْكَ الْقُرى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ )
: ( اين قريههايى كه ما اخبار آن را بر تو مىخوانيم به تحقيق پيامبرانشان با حجتهاى آشكار بسويشان آمدند و به آن چيزها كه قبلا تكذيب نموده بودند ايمانآور نبودند ، اينچنين خداوند بر دلهاى كافران مهر مىزند ) ، اين آيه داستان سابق الذّكر را خلاصه مىكند و مىفرمايد : اينها كه ذكرشان گذشت پيامبرانشان با دلائل و معجزات آشكار بسويشان آمد ، ولى آنها ايمان نياوردند و چون قبلا پيامبران خود را تكذيب كرده بودند ، ديگر نمىتوانستند ايمان بياورند و اين همان مهر نهادن بر دل ايشان است و برخى از اين قراء هنوز پا بر جا هستند و برخى نابود شدهاند ، ولى خصوصيّت مشترك همه آنها ايمان نياوردن به پيامبران است و سبب مهر نهادن بر دلهاشان عدم ايمان و تكذيبشان نسبت به پيامبران مىباشد و در نتيجه آن مهر نهادن آنها فهم درستى نخواهند داشت و نمىتوانند از ابتلائات الهى و همچنين از اينكه خداوند ابتلائات را برايشان تبديل به نعمات مىكند پند بگيرند و امتحان الهى را درك نمىكنند و اينها را از مسائل طبيعى روزگار مىپندارند .
( 102 )
( وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ )
: ( و بيشتر آنها را به پيمان پايبند نيافتيم و اگر چه كه بيشترشان را عصيان پيشه يافتيم ) ، مراد از ( عهد ) همانا وفاى به پيمان است و چه بسا مراد از پيمان عهدى باشد كه خداوند بوسيله آياتش با آنها منعقد كرده و يا عهدى كه ايشان با خدا بستهاند كه فقط خدا را بپرستند و در عبادت چيزى را شريك او نگيرند ، و ليكن خداوند مىفرمايد : اكثر ايشان به اين عهد پايبند نبوده و از لوازم آن پيروى نكردند ، بلكه فاسق و عصيان پيشه بودند .
[ آيهء ( 126 - 103 ) بيان ماجراى موسى عليه السّلام و چگونگى دعوت ايشان و ماجراى ساحران ]
( 103 )
( ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى بِآياتِنا إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَظَلَمُوا بِها فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ )
: ( آنگاه پس از آنها موسى را با آيات خويش به سوى