در سوره طه آيه 22 و سوره قصص آيه 32 نيز به اين معجزه اشاره شده است .
( 109 )
( قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ )
: ( جماعتى از قوم فرعون گفتند : بدرستى كه او جادوگرى داناست ) ، بزرگان قوم فرعون در هر امر مهّمى مجلس شور تشكيل مىدادهاند و آنچه را كه به تصويب عموم مىرسيده به نظر فرعون مىرساندهاند تا او آن را به مرحلهء اجرا در آورد و در خصوص اين مورد نيز رأى نهايى آنها چنين شد كه گفتند : اين مرد به يقين ساحرى ماهر است كه در ادعاى نبوّت خود صادق نيست ، بلكه به اين وسيله مىخواهد بنى اسرائيل را نجات داده و آنها را در امورشان مستقل كند و با كمك آنان شما را از سرزمينتان بيرون كند و دين شما را باطل سازد ، پس اين اعمال او نه معجزه است و نه نشانهاى از جانب پروردگار ، بلكه سحر است .
( 110 )
( يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ )
: ( كه مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند ، اكنون چه دستورى مىدهيد ؟ ) ، در ادامهء گفتار فرعونيان مىگويند هدف موسى عليه السّلام ابلاغ رسالت نيست بلكه او مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون نموده و آيين شما را باطل نموده و خود مالك مصر شود ، پس دربارهء او چه مىفرماييد ؟ يعنى براى مقابله با او چه كنيم و در شأن او چگونه عمل نمائيم ؟
( 111 )
( قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ )
: ( گفتند : او و برادرش را نگهدار و مأموران جمعآورى را بسوى شهرها روانه كن ) ، اين آيه حكايت آخرين رائى است كه همهء بزرگان قوم فرعون متفّقا به عرض او رسانيدهاند ، در سورهء شعراء آيهء 37 نيز همين رأى از قول فرعون بازگو شده است و معلوم مىشود اين كلام را اوّل خود فرعون پيشنهاد كرده و آنگاه بزرگان و صاحب منصبان قومش در اطراف آن شور نموده و سرانجام همان رأى را تصويب كردهاند و قول آنها اين است كه به فرعون مىگويند كه