( 37 )
( إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ )
: ( اگر تو بر هدايت آنها مشتاق هستى ، هر آينه خداوند كسى كه را گمراه كرده ، هدايت نمىكند و ايشان ياورانى ندارند ) ، تأكيد بر گفتار سابق است كه هدايت فقط از جانب خداست و در اينجا خطاب به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : هر چند هم كه تو نسبت به هدايت آنها حريص باشى ، اين اشتياق تو سودى براى آنها ندارد ، زيرا اينها افرادى هستند كه گمراهى بر آنها حتمى شده و امكان هدايت ندارند ، چون هدايت هرگز با ضلالت جمع نمىشود و خداوند نه تنها آنها را هدايت نمىكند ، بلكه آنها به غير از خدا ياورانى هم ندارند كه بتوانند خداوند را مجبور به هدايت كردن ايشان نمايند ( پس شرك و كفر و تكذيب آنها باعث شده كه خداوند ضلالت را در مورد ايشان ثابت و زوال ناپذير نمايد ) .
( 38 )
( وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ )
: ( و به خداوند سوگندهاى مؤّكد خوردند كه خداوند هر كس را كه بميرد زنده نمىكند ، چنين نيست بلكه وعده خداوند به حقّ بوده و بر عهده اوست ، امّا بيشتر مردم نمىدانند ) ، مشركان و كفّار نهايت قسم را به كار بردند و گفتند كه حشر و قيامتى در كار نيست ، يعنى مرگ ، نابودى و فناست و بعد از مرگ خلقت جديدى نخواهد بود و اين سخن آنها هيچ منافاتى با اعتقاد اكثر ايشان به مسألهء تناسخ ندارد ، چون تناسخ عبارتست از اينكه روح مرده به بدن ديگرى منتقل شود و باز در همين دنيا به زندگى ادامه دهد .
امّا خداوند مىفرمايد برانگيخته شدن مردگان و وجود حشر و قيامت وعدهء حقّى است كه خداوند آن را بر خود واجب و ثابت نموده و لذا ابدا تخلّف نمىپذيرد ، امّا بيشتر مردم نمىدانند كه اين وعده را نسبت به بندگان خود عملى خواهد ساخت و وعدهاى غير قابل تخلّف و حكمى غير قابل تغيير است و علّت اين نادانى آنها هم اين است كه ايشان از آيات الهى كه دالّ بر اين وعده هستند اعراض نمودهاند و اين آيات