نمىگذارد گمراه شود « 1 » .
از جانب ديگر بعضى از آن امتّها هم ضلالت برايشان حتمى شده و ضلالت نيز چنانچه بارها توضيح داده شد ، ضلالتى است كه خود انسان با سوء اختيار خود آن را برمىگزيند و در واقع غوطهورى در فسق و تكذيب باعث مىشود كه خداوند به سبب مجازات ، توفيق هدايت را از انسان سلب كرده و وى را گمراه نمايد و گرنه خداوند هيچ كس را ابتدائا گمراه نمىسازد
( فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ )
« 2 » ، ( پس زمانيكه اعراض كردند ، خداوند هم دلهايشان را منحرف ساخت ) ، به اين صورت هيچ يك از اين دو گروه هدايت شده و گمراه ، از مشيّت الهى خارج نشدهاند و هرگز مجبور به هدايت و ضلالت نگشتهاند ، بلكه هر كس به نتيجه و عكس العمل طبيعى اعمال اختيارى خود رسيده است .
آنگاه در ادامه خطاب به مشركان مىفرمايد : در زمين گردش كنيد و ببينيد كه سرانجام مكذّبان چگونه بوده است و حاصل اين جواب اين است كه رسالت و دعوت نبوى از جملهء ارادهء تكوينى الهى نيست كه بواسطهء آن مردم مجبور به ترك عبادت بتها و عدم تحريم حلالهاى الهى گردند ، تا مشركان بتوانند عدم وجود اجبار و الجاء را دليل بر عدم وجود رسالت بگيرند ، بلكه رسالت و نبوّت ، دعوتى مبتنى بر وعده و وعيد ( انذار و تبشير ) است و خداوند ايمان اختيارى را از مردم خواسته و گرنه هر آينه مىتوانست همه آنها را بر امّت واحده قرار دهد و سرانجام كار مكذّبان و هلاك شدن آنان ، اثبات مىكند كه دعوت انبياء بر حقّ است .
هامش
( 1 ) - به قول حافظ :دلا معاش چنان كن كه چون بلغزد پاى * فرشتهات به دو دست دعا نگه داردگرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند * نگاهدار سر رشته تا نگه دارد( مترجم )
( 2 ) - سوره صف ، آيه 5 .
( مترجم )