تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
آنها گفت : براستى ايشان ميهمانان من هستند ، پس مرا نزد آنها مفتضح و رسوا نكنيد ، و از خدا بپرهيزيد و مرا خوار نسازيد ) ، حضرت لوط در آن زمان براى دفاع از مهمانانش به نزد آن جمعيّت شتافت تا از ورود آنها جلوگيرى كند و فرمود : اينها ميهمانان من هستند ، پس مرا در نزد آنها رسوا نكنيد ، و قصد عمل زشت را ننماييد ، از خدا بترسيد و مرا با خواستهء پليد خود خوار و ذليل نسازيد . ( 70 )
( قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ )
: ( گفتند : آيا ما قبلا تو را از ورود غريبه‌ها نهى نكرديم ) ، منظور آنها اين بود كه به آنحضرت بگويند : ما قبلا به تو اعلام كرده بوديم كه افراد غريبه را به منزلت راه مده و اگر احدى از اهل عالم را به خانواده‌ات راه دادى ، ديگر در خصوص آنها شفاعت و دفاع نكن . ( 71 )
( قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ )
: ( لوط گفت : اينها دختران من هستند ، اگر مصّر هستيد كه كارى بكنيد ) ، لوط عليه السّلام چون از انصراف آنها نااميد شد بناچار دختران خود را براى ازدواج به آنها عرضه نمود تا دست از مهمانان بردارند و گفت : اگر مىخواهيد كارى بكنيد ، اينها دختران من هستند با آنها ازدواج كنيد . ( 72 )
( لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ )
: ( به جان تو اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم براستى كه آنها در مستى خود سرگشته و غوطه‌ور بودند ) ، در اينجا خداوند به قصد تشريف و گراميداشت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم به جان او قسم مىخورد و مىفرمايد : اين قوم نامبرده آنچنان در مستى غفلت و شهوت سرگردان و متردّد بودند كه ابدا متوجّه نمىشدند كه چه اعمالى مرتكب مىشوند . ( 73 )
( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ )
: ( پس ناگهان در هنگام طلوع آفتاب صداى مهيبى ايشان را فراگرفت ) ، يعنى در حالى كه غرق در تحيّر و سرگردانى و غفلت بودند ،