خداوند شيطان را بر افرادى كه خودشان ميل به پيروى از او دارند و سرنوشت خود را بدست او سپردهاند ، مسلّط فرموده و اينها هستند كه شيطان بر آنها سلطه دارد .
پس آيه در سه جهت اصلى به ابليس پاسخ ردّ داده است :
اولا ) : ابليس بندگان خدا را منحصر در مخلصين كرده ، ولى خداوند همهء افراد بشر را بندهء خود خوانده است .
ثانيا ) : آن ملعون براى خود در اغواى بشر ، ادّعاى استقلال نمود ، ولى خداوند ادّعاى او را نفى نمود و به او فهماند كه همهء اعمالش ناشى از قضاى خداست و تسلط او بر بعضى از بنى آدم ناشى از مشيّت خداست كه او را بر گمراهان و پيروان شيطان مسلّط فرموده .
و ثالثا ) : تسلّط ابليس بر گمراهان اضلال ابتدائى نيست ، بلكه به نحو مجازات است ، يعنى اگر خدا عدّهاى را دستخوش اغواى شيطان مىكند به عنوان مجازات و مسبوق به گمراهى و غوايت خود آنها است .
( 43 )
( وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ )
: ( بدرستى كه جهنم وعدهگاه همهء آنهاست ) ، يعنى جهنّم آن محلّى است كه وعده خداوند دربارهء عذاب پيروان شيطان محقّق مىشود و اين سخن تأكيد بر ثبوت قدرت حق و بازگشت همه امور بسوى اوست ، لذا پيروان شيطان در اين دنيا به صورت مجازات اغوا مىشوند و در آن دنيا هم به عذاب جهنّم كيفر خواهند ديد .
( 44 )
( لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ )
: ( كه براى آنجا هفت در است و براى هر درى بخشى معيّن از آنها اختصاص يافته ) ، معناى آيه كه خداوند به آن داناتر است اين است كه جهنم داراى هفت نوع عذاب است و هر نوع آن به مقتضاى وارد شوندگان ، براى خود چند قسم دارد و اين مطلب خالى از دلالت بر اين نيست كه گناهانى كه مستوجب آتش است هفت قسم هستند ، و طرقى نيز كه آدمى را به گناه مىكشاند نيز