( 34 )
( قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ )
: ( پروردگار فرمود : از آنجا بيرون شو ، همانا كه تو از راندهشدگانى ) ، وقتى شيطان از سجده براى آدم امتناع كرد و براى گناه خود عذر بدتر از گناه تراشيد از ناحيه ربوبى خطاب رسيد كه : بيرون شو از بهشت ، يعنى از مرتبهء كرامت الهى و مقام قرب دور شو ، بدرستى كه تو رانده شده و مطرود از رحمت حق هستى .
( 35 )
( وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ )
: ( و همانا تا روز جزا لعنت بر توست ) و در ادامه پروردگار خطاب به ابليس مىفرمايد : كه لعنت و دورى از رحمت تا روز قيامت بر توست ، لعنت در جايى به كار مىرود كه معصيتى باشد و چون ريشهء همهء معاصى وسوسهء شيطان است ، پس در واقع او ريشهء هر فساد و معصيت است ، لذا همه لعنتها و وزر و و بالها ، همانقدرى كه متوجه خود گنهكاران است ، متوجّه شيطان نيز هست و او اولين كسى است كه خداى متعال را معصيت كرد و امّا اينكه لعنت را مقيّد به ( يوم الدين ) نمود ، براى اين است ، لعنت ، عنوان و نشانى گناه و معصيت است كه از جهت معصيت عائد نفس مىشود و چون دنيا سراى عمل است و آخرت سراى جزاست ، لذا آثار معصيت مربوط به روز جزا خواهد بود .
( 36 )
( قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ )
: ( شيطان عرضه داشت : پروردگارا مرا تا روزى كه برانگيخته مىشوند مهلت بده ) ، در اينجا شيطان براى آنكه خداوند او را مهلت دهد و دعاى وى را اجابت كند ، خداوند را با لفظ ( ربّ ) خطاب كرد تا به ربوبيّت خدا اقرار و اعتراف كرده باشد ، امّا امر سجود براى آدم ، امر به سجود براى نوع بشر بود و آدم همچون نمايندهء نوع انسان و قبلهاى بوده كه نوع بشر را مجسّم مىنموده ، و اين سجده يك امر تشريفاتى اجتماعى نبوده ، بلكه نتيجهاى است حقيقى و واقعى كه همان خضوع به حسب خلقت و خصوصيّات نوعى بشر مىباشد ، لذا ملائكه بر حسب غرضى كه در خلقتشان بوده خاضع براى بشر هستند ، آن هم بر اساس غرضى كه در خلقت بشر