لايهاى متعفّن خلق كنم ) ، ( بشرة ) يعنى ظاهر پوست و انسان را به جهت ظاهر بودن پوست بدن ( بشر ) مىگويند ، چون ساير حيوانات ، بدنشان از مو ، پشم يا پولك پوشيده شده و قرآن كريم در هر جا از ظاهر و جثه و بدن انسان بحث مىكند ، از او با نام بشر ياد كرده ، در اين آيه شريفه پروردگار خطاب به فرشتگان مكرم خود مىفرمايد كه اراده نموده تا بشرى را از گلى خشكيده و سياه و متعفن خلق نمايد .
( 29 )
( فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ )
: ( پس زمانيكه كار آن را به پايان رساندم و از روح خود در او دميدم ، براى او به سجده بيافتيد ) ، ( تسويه ) يعنى اينكه چيزى را معتدل و مستقيم نمايند بطوريكه خود قائم به امر خودش باشد و هر عضو آن در جايى كه شايسته است قرار بگيرد ، از اين آيه استفاده مىشود كه خلقت بدن انسان نخستين ( آدم ) به تدريج و در طول زمانى صورت گرفته ، ابتدا خلق بوده ( يعنى جمعآورى اجزاء ) آنگاه تسويه صورت گرفته ، يعنى تنظيم اجزاء و نهادن هر جزء در جاى مناسب آن و سپس دميدن روح از عالم امر الهى واقع شده ، ( نفخ ) به معناى دميدن هوا در داخل جسمى است و در معناى تأثير گذاشتن در چيزى و يا القاء امر غير محسوسى در آن چيز نيز به كار مىرود و مراد از ( نفخ روح ) در اينجا ايجاد روح در آدمى است ، يعنى ارتباط برقرار كردن ميان بدن و روح ، و نسبت دادن روح به خداوند براى تشريف و احترام بوده و آنگاه به ملائكه امر مىنمايد كه پس از اتمام خلقت بشر و پس از نفخ روح در وى ، همه آنها بايد براى بشر به سجده بيافتند و اين امر تأكيد در خضوع ملائكه براى بشر را افاده مىكند .
( 30 )
( فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ )
: ( پس آنگاه همهء ملائكه دستهجمعى سجده كردند ) ، كلمهء ( اجمعون ) تأكيد مجدّد است كه تأكيد اوّلى را تشديد مىكند و مىفرمايد