داشت و در جمله بعدى آن شاهد قاطع بر نبوت خود را بيان و تفسير مىنمايد و مىفرمايد : اين گواه و حجت مادّه شترى است كه خداوند آن را به عنوان معجزه از درون كوه بيرون آورد و به همين اعتبار آن را ( شتر خدا ) ناميده است و به آنها گفت : كه بگذاريد تا اين شتر در زمين خدا چرا كند ، اين جمله گوياى آنست كه قوم صالح از آزاد گذاشتن ناقه در زمين و چرا كردن آن اكراه داشتهاند ، لذا تهديد فرموده كه اگر آسيبى به آن برسانيد ( مثلا او را بكشيد يا منع كنيد ) به عذاب دردناكى مبتلا مىشويد و اين سخن بيان و بال و نتيجه مخالفت آنان با امر الهى و نيز نوعى تهديد و تشديد در وعدهء عذاب است .
( 74 )
( وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ )
: ( و به ياد آوريد زمانيكه شما را بعد از عاد جانشين نمود و شما را در اين سرزمين جاى داد كه هم اكنون در دشتهاى آن برجها مىسازيد و در كوهها خانههايى مىتراشيد ، پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد و در اين سرزمين فساد نيانگيزيد ) ، در اين آيه ، صالح عليه السّلام قوم خود را نسبت به تذكر و ياد آورى نعمات خداوند دعوت مىنمايد ، من جمله اينكه خداوند آنها را بعد از قوم عاد و ساير اقوام جانشين نموده و به آنها در زمين مكنت بخشيده و در سرزمينشان مستقرشان كرده بود و آنان در جلگهها و دشتها و آبادانى نموده و در قسمتهاى كوهستانى نيز درون كوه را تراشيده و براى خود خانه ساخته بودند و در آن غارها پناه گرفته و زندگى مىكردند ، آنگاهى تمامى نعمات خدا را در جمله
( فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ )
خلاصه نموده و مىفرمايد : اين همه نعمتهاى عظيم خداوند نسبت به خويش را به ياد آوريد و در آخر آنها را از فساد انگيزى در آن سرزمين نهى مىكند و ( عثّى ) به معناى فسادى است كه محسوس باشد يا به معناى مبالغهء در فساد است .