غير قابل محو و اثبات هم دارد و اين قضاء لا يتغيّر ريشهاى است كه همه قضاهاى ديگر فرع و شاخهء آن هستند و محو و اثبات آنها نيز بر حسب اقتضاى آن قضاء تغيير ناپذير است و از اين آيه سه نكته مستفاد مىشود :
اول ) : اينكه حكم محو و اثبات حكمى عمومى است كه تمام حوادث و موجودات را شامل مىشود .
دوّم ) : اينكه خداى سبحان در هر چيزى قضا و قدرى ثابت دارد كه قابل تغيير نيست .
سوّم ) : اينكه قضاء دو قسم است ، يكى قابل تغيير ( لوح محو و اثبات ) و ديگرى غير قابل تغيير و ثابت ( امّ الكتاب يا لوح محفوظ ) .
( 40 )
( وَ إِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ )
: ( و اگر برخى از آن عذاب را كه به آنها وعده دادهايم به تو بنمايانيم و يا تو را بميرانيم ، در هر صورت وظيفه تو فقط تبليغ است و حساب كردن بر عهدهء ماست ) ، در اين آيه بيان مىنمايد كه حساب الهى همانطور كه در آخرت برقرار مىشود در دنيا نيز برقرار است و پيامبر فقط بايد سرگرم انذار و تبليغ باشد و توجّهى به خواستههاى كفّار براى طلب معجزه يا نزول عذاب ننمايد ، چون به هر صورت عذاب و مؤاخذهء خدا حتمى است ، حال چه در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، بعضى از آن محقّق شود و يا بعد از رحلت ايشان ، به هر صورت وظيفه پيامبر ، تنها تبليغ است و نبايد اعتنايى به معجزه خواهى و يا درخواست تعجيل عذاب از ناحيهء كفّار بنمايد و حتّى منتظر اثر تبليغات خود و يا نزول عذاب بر آنها نيز نباشد .
( 41 )
( أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ )
: ( آيا نمىبينند كه ما اين سرزمين را از اطرافش نقصان مىدهيم ، خدا حكم مىكند و هيچ كس را توانايى جلوگيرى يا ردّ احكام او نيست ، او در