جز مانند كسى كه دو دست خود را به سوى آب گشوده تا آن را به دهانش برساند ، امّا به آن نخواهد رسيد و دعاى كافران جز در گمراهى نيست ) ، دعا زمانى حقيقت دارد كه مدعّو داراى توجّه و نظرى باشد كه بواسطهء آن اگر بخواهد بتواند نظر خود را متّوجه داعى نمايد و بايد صاحب قدرت و تمكّنى باشد كه از استجابت دعا عاجز نگردد ، امّا دعا كردن و خواندن كسى كه قدرت بر اجابت و درك و شعور نداشته باشد دعاى حقيقى نيست ، اگر چه ظاهرا صورت دعا داشته باشد ، پس دعا حقيقى تنها مخصوص خداست به خلاف دعائى كه مشركان به درگاه ارباب و الهههاى خود مىكنند ، چون آنها فاقد قدرت و درك و شعور هستند و ابدا قدرت بر استجابت ندارند و به هيچ وجه آنها را بىنياز نمىنمايند ، لذا دعا و خواندن آنها امرى باطل است و فقط دعوت خدا به حق است .
و براى تشبيه و توضيح مطلب مىفرمايد آنها مانند شخصى هستند كه تشنه است و مىخواهد سيراب شود ، امّا از اسباب و مقدّمات رفع عطش هيچ يك را فراهم نكرده و از آب دور است ، فقط كف دستانش را باز نموده و نزديك دهان برده ، مسلّما چنين كسى آبى به دهانش نمىرسد و از آب نوشيدن تنها صورت آن را نشان داده و تقليد نموده و اين افراد هم از دعا كردن فقط صورت خالى از معنا را تحقّق بخشيدهاند ، چون اين بتها و شركاى خيالى در استجابت دعا ، همان اثرى را دارند كه آن شخص تشنه براى رفع عطش خود دست خود را نزد دهان ببرد و خاصيّت ديگرى ندارند ، لذا هيچ دعايى جز براى خدا صورت حقيقت ندارد و هر كس غير خدا را بخواند ارتباط خود با هدف مطلوبش را گسسته و از طريقى كه او را به مطلوبش مىرساند خارج شده و در حقيقت دعايش راه را گم كرده ، چون ضلالت يعنى خروج از راه .
( 15 )
( وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ )
: ( هر آنچه در آسمانها و زمين است به رغبت يا كراهت و همچنين سايههاشان