تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
در صبح و شام براى خدا سجده مىكنند ) ، يعنى همه موجودات و صاحبان عقول در برابر ساحت پروردگارشان خضوع و تذلّل مىنمايند و اين تواضع و ذلّت ، ذاتى آنهاست كه هيچ موجودى از آن منفكّ نمىگردد ، خواه با رغبت و يا با اكراه البته سجدهء همه موجودات براى خدا از روى رغبت است و راهى براى اكراه ندارند ، امّا بعضى از موجودات ( انسان و جنّ ) در عالم امكان هستند كه در پاره‌اى از شئون كه مخالف طبيعت آنهاست مثل مرگ و فساد و بطلان آثار و آفات و امراض و امثال آن كه بر آنها واقع مىشود ، سجود و خضوعشان از روى اكراه است ، چون موافق با طبعشان نيست و طبيعت آنها جوياى حيات و بقاء و نيل به هدف و پيروزى و كمال است به خلاف ملائكه كه در همه شئون از اوامر پروردگارشان از روى ميل اطاعت مىكنند . و آنگاه مىفرمايد : سايه‌هاى آنها نيز خدا را سجده مىكنند يعنى سايهء اجسام غليظ در سجده به خداى متعال به خود اجسام ملحق شده و حال آنكه سايه امرى عدمى است كه در نتيجه نرسيدن نور و حائل شدن جسم در برابر منبع نور ايجاد مىشود ، امّا آثار خارجى نظير امور وجودى ، دارد ( مثلا كم و زياد مىشود يا تغيير شكل مىدهد ) و اينكه سجده را به صبح و شب اختصاص داده با اينكه سجده دائمى است ، شايد اشاره به آنست كه كم و زياد بودن سايهء اجسام همواره در صبح و شب صورت مىگيرد و در آن اوقات در حسّ بيننده سقوط بر زمين و ذلّت سجود را مجسّم مىسازد و در اوقات ديگر كم و زيادى آن محسوس نيست و منظور از نسبت دادن سجود به سايهء اجسام بيان سقوط سايه‌ها بر زمين و تجسّم افتادگى و ذلّت سجود است ، نه اينكه مراد ، تنها بيان اطاعت تكوينى سايه در جميع آثار و احوالش باشد و اينها حقايقى عالىتر از اوهام بشريست نه آنكه تصويرى خيالى و شاعرانه باشد ، بلكه معناى سجدهء ذاتى را كه در ذوات اشياء است با مثالى حسّى تشبيه و ممثّل نموده تا حس آدمى را براى درك معناى سجده ذاتى بيدار كند و صاحبان خرد را تذكّر دهد .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 503 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر