تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
( 45 )
( وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ )
: ( و يكى از آن دو رفيق زندانى كه نجات يافته بود ، پس از مدّتى بخاطرش آمد ، به آنان گفت : من شما را از تعبير اين رؤيا خبر مىدهم ، مرا بفرستيد ) ، ( امّت ) يعنى جماعت و در اينجا به معناى تعدادى از سال و برهه‌اى از زمان است و مراد از آن سالهايى است كه گويندهء اين سخن يعنى شخص نجات يافته و ساقى پادشاه فراموش كرده بود كه يادى از يوسف نزد شاه بكند و حالا بعد از چند سال به واسطهء خواب پادشاه به ياد يوسف افتاد و خطاب به حضّار مجلس و بزرگان و درباريان گفت : من شما را از تعبير اين خواب آگاه مىكنم ، فقط مرا به زندان نزد يوسف بفرستيد تا خبر تأويل اين رؤيا را برايتان بياورم . ( 46 )
( يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ )
: ( اى يوسف اى بسيار راستگوى ، به ما تعبير اينكه هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مىخورند و هفت خوشهء گندم سبز و هفت خوشهء خشك ديگر را اعلام كن ، باشد كه من برگردم بسوى مردمانى ، تا شايد ايشان بدانند ) ، در ادامه ماجرا آن فرد را روانه زندان نمودند و او با يوسف روبرو شد و خطاب به آنحضرت گفت : اى يوسف اى فردى كه بسيار راستگو هستى - چون قبلا صداقت يوسف در مورد خواب او و رفيقش براى او به ظهور رسيده بود - اكنون ملك ما رؤيايى ديده تو نظر خود را در مورد آن به من بگو و آنگاه متن رؤيا را نقل نموده و مىگويد مردم منتظرند تا من تأويل اين رؤيا را نزد آنان ببرم . قرآن كريم بخشهايى از اين ماجرا كه ضررى به كلّ آن نمىزند ، حذف نموده و در مقام اختصارگويى و ايجاز برآمده است . به هر جهت اينكه ابتدا مىگويد ( افتنا ) يعنى به صيغه جمع از حكم تأويل خواب مىپرسد به دليل آنست كه افاده كند ، من تعبير رؤيا را براى خود نمىخواهم ، بلكه رسولى از جانب بزرگان دربار هستم و اينكه در آخر مىگويد ( ارجع ) نيز همين مطلب را