تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
همان عصمت الهى است ، البته مفسرّين ديگر در اين آيه اقوال مختلفى دارند كه به علّت اشتمال بر فساد متعرض آنها نمىشويم . ( 25 )
( وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ )
: ( آن دو به دنبال هم به جانب در دويدند و پيراهن يوسف را از عقب بدريد و شوهر آن زن را پشت در يافتند ، همسر عزيز گفت : سزاى كسى كه به خانوادهء تو بد كند چيست ، جز آن كه زندانى شود و يا عذابى دردناك ببيند ؟ ) ، ( استباق ) يعنى مسابقه و ( قدّ ) يعنى پاره كردن از طول ، و ( الفاء ) يعنى يافتن از آيه استفاده مىشود كه مسابقهء يوسف و زليخا به دو منظور متفاوت بوده ، يوسف قصد فرار از چنگ زليخا را داشته و مىخواسته زودتر خود را به در برساند و بگريزد ، امّا زليخا مىخواسته زودتر به در برسد و نگذارد ، كه يوسف در را باز كرده و فرار كند تا بتواند به مقصود خود برسد ، امّا يوسف زودتر رسيد و زليخا چنگ انداخت و او را كشيد تا دستش به در نرسد ، در نتيجه پيراهن يوسف از بالا تا پايين از هم دريده شد و در اين هنگام در گشوده شد و زليخا و يوسف ديدند كه شوهر زليخا يا همان عزيز مصر در پشت در است ، در اين موقع ناگهان زليخا از حالت مراوده به حالت تحقيق و تفحصّ درآمد و پيشدستى نمود و از يوسف به همسرش شكايت كرد كه بايد او را مجازات كنى ، يا به زندان و يا به عذابى سخت ، امّا به منظور رعايت ادب در برابر عزيز و بزرگداشت ساحت او ، نامى از يوسف يا خودش نبرد و نيز تصريحى به آن امر سوء نكرد ، بلكه بطور كنايه از اين ماجرا سخن گفت و براى آنكه غيرت او را تحريص و تحريك نمايد ، خودش پيشدستى كرد و مجازات يوسف را هم تعيين كرد تا مبادا حقيقت امر آشكار شود و ترديد او بين زندان و عذاب به جهت آن بود كه او واله و شيداى يوسف بود و اين عشق مانع از اين بود كه بطور قطع يكى را تعيين كند ، چون در تعيين ، هيچ اميد گشايشى نيست و او با خود انديشيد كه اگر تظاهر كند كه از اين ماجرا ناخرسند است ، شوهر در مقام مؤاخذهء او برنمىآيد و در اين صورت براحتى مىتواند