تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
وى بود ، از او تمنّاى وصال نمود و درها را محكم بست و گفت : بشتاب به سوى آنچه براى توست ، يوسف گفت : پناه بر خدا ، تنها او مربّى من است كه منزلت مرا نيكو داشته و بدرستى كه ستمگران رستگار نمىشوند ) ، ( رود ) يعنى تردّد و آمد و رفت در طلب چيزى به آرامى و مدارا و ( مراوده ) يعنى نزاع با كسى در ارادهء او و اينكه فرمود
( هُوَ فِي بَيْتِها )
براى دلالت بر آنست كه اوضاع و احوال بر عليه يوسف بوده ، چون او تحت امر و سيطرهء آن زن قرار داشته و در وضعيّت دشوار و سختى واقع شده بود . همسر عزيز مصر ، يوسف را از كودكى به خاطر جمال بىمثالش بسيار دوست مىداشت و هر چه يوسف بزرگتر مىشد اين محبّت بيشتر زبانه مىكشيد تا آنجا كه طاقت او سرآمد و چون هيچ اشاره‌اى از يوسف نمىديد ، خودش دست به كار شد و همه درها را بر يوسف بست و خلوتى با او فراهم نمود و براى آنكه عزّت نفس خودش هم از بين نرود با لحن آمرانه به او گفت : ( هيت لك ) تا او قاهريّت و بزرگى خود را بر يوسف حفظ كند و يوسف على رغم همه اين اسباب ظاهرى ( خلوت - جوانى - عشق - مولوّيت او - زيبايى و . . . ) آنچنان غرق در محبّت پروردگار خود مىباشد كه ابدا در قلبش جايى براى محبّت غير نيست و غرق در جمال و جلال الهى است و لذا با يك عبارت آن زن را نااميد كرد و از آنجا كه مستغرق عشق خدا بود حتّى نامى از خودش هم نبرد و نگفت : پناه مىبرم به خدا ، بلكه فرمود ( معاذ اللّه ) يعنى ( پناه بر خدا ) من هر چه دارم از خداست ، او پروردگار يكتايى است كه مرا گرامى داشته و به من جايگاه نيكو بخشيده ، چگونه چنين عمل ظالمانه‌اى را مرتكب شوم ، با آنكه پروردگارم ستمكاران را رستگار نمىكند و اين عبارت گوياى كمال توحيد و خلوص نيّت آنحضرت است كه ابدا شائبه‌اى از شرك و خودبينى در ايشان نبوده ، به هر جهت اين ماجراى حقيقى كشمكشى است كه ميان حبّ و جذبهء الهى و ميان عشق و دلدادگى مجازى و حيوانى ، اتفّاق افتاده و از آنجا كه ( كلمة اللّه ) برتر و غالب است ، لذا يوسف در نهايت با جذبهء معنوى الهى و آسمانى ، عشق و تمايلات نفسانى را از خود دفع نموده و بر آن غالب شد و خدا اينچنين امر خود
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 435 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر