تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
خداوند امر خود را در آيه
( إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
« 1 » ، توضيح مىدهد كه امرى را كه او از ذات و صفات و آثار و افعال هر چيزى مالك است همان كلمهء ( كن ) وجودى است كه آن را بر هر چيز كه اراده كند موجود مىشود ، يعنى با گفتن كلمهء ( كن ) حصّه‌اى از وجود را بر آن افاضه مىنمايد ، پس امر همان ايجاد است چه به ذات شيىء تعلق بگيرد و چه به صفات و افعال و آثار آن ، لذا همانطور كه امر ذات موجود بدست خداست ، امر نظام وجوديشان نيز به دست اوست و فرق امر با خلق آنست كه امر تدريج بردار نيست ، و ليكن خلقت قابل تقدير و تدريج است ،
( وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ )
« 2 » ، ( فرمان ما جز يكى نيست ، آن هم مانند چشم بر هم زدن ) ، و در آخر مىفرمايد :
( تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ) *
يعنى پروردگار عالميان داراى بركاتى است كه آن را بر مربوبهاى خود در تمام عالم نازل مىفرمايد ، پس اوست پروردگار آنها . ( 55 )
( ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ )
: ( پروردگار را به زارى و در نهان بخوانيد ، بدرستى كه او تجاوزكاران را دوست ندارد ) ، ( تضرع ) از ريشه ( ضراعة ) ، به معناى اظهار ضعف و ذلّت مىباشد و ( خفيه ) به معناى پنهانى و پوشيده داشتن است و چون شخص متزلزل هميشه در اثر ذلّت و خوارى در صدد پنهان ساختن خويش است ، لذا اين دو قيد با هم براى دعا به درگاه خدا ذكر شده‌اند ، ذكر اين آيه و آيه بعدى پس از آيه
( إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي . . . )
كه ربوبيّت خدا را از طريق توحيد خالقيّت او اثبات مىكرد به منزله نتيجه‌گيرى از آن است ، يعنى مىفرمايد : حال كه خدا در مسأله خلقت و تدبير لا شريك است ، پس بر هر بنده‌اى لازم است كه فقط او را بخواند و براى او بندگى كند و دستور داد تا اين عبادت را با تضرّع و زارى انجام دهند ، آن هم به نحو پوشيده و پنهان ، نه با صداى بلند و علنى ، تا منافى با ادب عبوديّت و روش بندگى نباشد .
هامش
( 1 ) - سوره يس ، آيه 82 . ( 2 ) - سوره قمر ، آيه 50 .