لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ )
: ( پدرش فرمود : اى پسركم رؤياى خود را به برادرانت مگو كه در بارهء تو نيرنگى مىكنند ، چون شيطان دشمن آشكار انسان است ) ، لفظ ( بنىّ ) كه دلالت بر تصغير مىكند براى بيان نهايت محبّت به كار مىرود ، يعقوب عليه السّلام وقتى خواب يوسف را شنيد دانست كه خداوند عهدهدار امر يوسف است و او به زودى رفعت مقام مىيابد و بر اريكهء سلطنت تكيه مىزند و چون نسبت به يوسف علاقه خاصّى داشت ، ترسيد كه مبادا برادرانش خواب وى را بشنوند و از روى حسادت به او صدمهاى بزنند تا بين او و تحقّق رؤيايش مانع و حائل گردند و اين امر را هم به القاء شيطان و كيد او مرتكب خواهند شد ، چون شيطان با كيد خود انسان را مىفريبد و او دشمنى آشكار براى بشر است .
لذا يعقوب به جهت محبّت زايد الوصفى كه به يوسف داشت نهى از بازگويى رؤيا را مقدّم بر بشارت به او قرار داد .
( 6 )
( وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )
: ( اين گونه پروردگارت تو را برمىگزيند و تعبير احاديث را به تو تعليم مىدهد و نعمت خود را بر تو و بر خاندان يعقوب كامل مىكند همچنانكه آن را بر پدرانت ابراهيم و اسحاق كامل كرده بود ، همانا پروردگار تو دانا و حكيم است ) ، پس آنگاه در مقام بشارت به يوسف عليه السّلام فرمود : اين گونه است كه خداوند تو را به مزيد كرامتش اختصاص داده و رحمتش را شامل تو گردانده و تو را از گمراهى و سرگردانى در راههاى گوناگون شيطانى حفظ مىكند و تو را در مسير صراط مستقيم قرار داده و نيز تأويل احاديث را به تو مىآموزد ، ( تأويل ) يعنى پيشامدى كه بعد از ديدن خواب پيش مىآيد و خواب را تعبير مىكند ، همچنانكه سجدهء پدر و مادر و برادران يوسف در نظرش به صورت سجدهء ماه و خورشيد و يازده ستاره مجسّم گشته بود و ( احاديث ) ، هم شامل رؤياها و عالم خواب مىشود و هم شامل وقايع و حوادثى مىگردد كه انسان در عالم بيدارى تصوّر مىكند .
چون بين حوادثى كه انسان در خواب مىبيند و اتفاقات خارجى كه منشأ ايجاد آن