استفاده شده و مراد از ( كتاب مبين ) قرآن كريم است كه هم خودش واضح و آشكار است و هم معارف و حقايق الهى را كه متضمن مبدأ و معاد است روشن نموده و توضيح مىدهد ، و اگر در اين سوره قرآن را با لفظ ( كتاب مبين ) نام برده به جهت آنست كه در اين سوره ماجراى خاندان يعقوب بيان مىشود و ممكن هم هست كه مراد از ( كتاب مبين ) لوح محفوظ باشد .
( 2 )
( إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ )
: ( ما آن قرآن را عربى نازل كردهايم تا شايد تعقّل كنيد ) يعنى ما قرآن را در مرحلهء انزال به صورت قرائت عربى درآورديم و آن را به گونهء الفاظى خواندنى مطابق با الفاظ معموله در نزد عرب قرار داديم تا در خور فهم تو و امّت تو باشد و اگر در مرحلهء وحى به قالب الفاظ خواندنى درنمىآمد قوم تو متوجه اسرار آن آيات نمىشدند و تنها مختص به درك و دريافت تو مىگرديد و انسان عاقل با اندكى تدبّر درمىيابد كه اين كتاب عظيم با همين زبانى نازل شده كه در دسترس همهء امّت عرب بوده ، امّا عقل بشر از آوردن يك آيه مانند آن عاجز است ، پس قطعا اين كتاب وحيى از جانب خداى متعال مىباشد ، و در جاى ديگر مىفرمايد :
( إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ )
« 1 » ، بدرستى كه ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم تا اينكه شما تعقّل كنيد و همانا اين كتاب در امّ الكتاب نزد ما بسيار بلند مرتبه و محكم است ) .
( 3 )
( نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ )
: ( ما براى تو نيكوترين داستانها را با وحى نمودن اين قرآن ، بازگو مىكنيم ، اگر چه تو قبل از اين ، از بىخبران بودى ) ، ( قصّ ) به معناى پيروى از اثر و ردّ پاست و داستان يوسف بهترين داستان است كه در آن اخلاص توحيد در عبوديّت حكايت مىشود و نيز چگونگى ولايت خداى سبحان نسبت به بندهاش آشكار مىگردد
هامش
( 1 ) - سوره زخرف ، آيههاى 4 - 2 .