تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
صورت دلالت دارد كه جواب سلام ابراهيم عليه السّلام بهتر از تحيّت و سلام آنان بوده ، چنانچه وظيفه نيز همين است ، مخصوصا اگر سلام كننده ، ميهمان باشد ابراهيم هم چون مىپنداشت آنها مهمانانى از جنس بشرند در اكرام آنها مبالغه كرد و بعد از مدّت اندكى گوسالهء بريانى برايشان آورد كه آب و روغن از آن مىچكيد و در امر پذيرايى آنها ابدا درنگ نكرد . ( 70 )
( فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ )
: ( پس زمانيكه ديد آنان دست به غذا نمىزنند ، رفتارشان را ناپسند و خصمانه ديد و از آنان احساس وحشت كرد ، آنها گفتند : نترس ما مأموران عذاب براى قوم لوط گسيل شده‌ايم ) ، ابراهيم عليه السّلام وقتى ديد آن افراد ابدا دست به غذا نمىزنند ، ناراحت شد و آن را رفتارى ناپسند و خصمانه دانست ، چون خوددارى از طعام در منزل ميزبان نشانهء دشمنى و شرّ پنهان است و به همين جهت در دلش از آنان احساس خطر و ترس نمود ، امّا فرشتگان خطاب به او گفتند : نترس ما فرستادگانى هستيم كه براى عذاب قوم لوط ارسال شده‌ايم ، ( خيفه ) يعنى احساس خوف و تأثّر نفس از مشاهده امر مكروه كه انسان را به دورى و تحرّز و دفع آن امر برمىانگيزد و اين احساس ، صفت ناپسند و پستى نيست ، بلكه آنچه ناپسند است تأثريست كه موجب ترس و بطلان مقاومت نفس و ظهور عجز مىگردد كه آن را جبن مىنامند . به هر صورت وقتى ملائكه به ابراهيم عليه السّلام اطمينان دادند كه فرستادگان خداوند هستند ، در آن زمان دانست كه آنها از احتياجات مادّى ، مثل غذا خوردن ، منزّه هستند و لذا آرامش خاطر يافت . ( 71 )
( وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ )
: ( و همسرش در آن حال ايستاده بود ، ناگهان حيض شد و ما به وسيلهء فرستادگان خود ، او را به اسحاق و بعد از او به ولادت يعقوب بشارت داديم ) ، اگر ( ضحكت ) از مادهء ( ضحك )
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 383 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر