به خداى واحد و ترك عبادت خدايان دروغين ، ( 2 - استغفار و توبه به درگاه خدا و پذيرفتن دعوت و خيرخواهى او .
و با اين كلام قومش هر دو خواستهء او را ردّ كردند و به طور كلى او را نااميد و مأيوس نمودند ، ابتدا اجمالا گفتند : تو هيچ معجزهاى براى ما نياوردى تا ما مجبور به پذيرش دعوت تو گرديم و آنگاه صريحا اقرار كردند كه هرگز به دعوت تو پرستش خدايان خود را رها نمىكنيم و در آخر هم براى آنكه او را كلا از ايمان آوردن و اطاعتشان مأيوس كنند ، گفتند : ما به تو ايمان نمىآوريم ، يعنى به طور ضمنى از او خواستند كه دست از دعوت آنها بردارد .
( 54 )
( إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ )
: ( جز اين نمىگوئيم كه تو به جهت نفرين بعضى از خدايان ما دچار آسيب و جنون شدهاى ، هود عليه السّلام فرمود : من خدا را شاهد مىگيرم و خود شما نيز شاهد باشيد كه من از آنچه شما شرك مىورزيد ، بيزارم ) ، ( اعتراء ) يعنى برخورد و اصابت ، قوم هود عليه السّلام گفتند : رأى ما دربارهء تو جز اين نيست كه به جهت آنكه تو به خدايان ما توهين كردهاى بعضى از آنها بلايى از قبيل نقصان عقل يا ديوانگى بر سرت آوردهاند و با اين حال اعتنايى به سخنان تو نيست ، هود در پاسخ آنها ابتدا خداوند را گواه مىگيرد و آنگاه از خود آنها شهادت مىطلبد و صريحا از اعمال شركآميز آنها و پرستش معبودهاى دروغينشان اعلام بيزارى مىنمايد .
( 55 )
( مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ )
: ( من از آنچه غير خدا شريك گرفتهايد بيزارم ، پس همه دست به دست هم داده و هر نيرنگى مىخواهيد دربارهء من به كار ببريد و به من مهلت ندهيد ) ، در اين آيه حضرت هود عليه السّلام در ادامهء پاسخ به آنها مىفرمايد : اگر راست مىگوييد كه من گرفتار جنون شدهام و نظر شما صحيح و بر حقّ است ، پس با ما به مبارزه برخيزيد ، شما و خدايانتان همگى دست به دست هم دهيد و اگر توانايى آن را داريد كه با من كيد نماييد براى از بين بردن من شتاب كنيد و ابدا به من