و امر هدايت شما به دست خداست و من تنها واسطه در امر تبليغ و انذار و هدايت شما هستم .
( 26 )
( أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ )
: ( مبادا جز خدا را بپرستيد ، همانا من از عذاب روزى دردناك بر شما بيمناكم ) ، اين آيه توضيح آن رسالت الهى است ، يعنى نوح عليه السّلام فرمود : رسالت من اين است كه شما را انذار نموده و از عبادت غير خدا نهى كنم ، و من از عذاب روزى دردناك براى شما مىهراسم ، ظاهرا مراد از عذاب در اين آيه ، عذاب دنيوى انقراض است ، يعنى همين كه خداوند بوسيله طوفان فراگير نسل آنان را از روى زمين برداشت .
( 27 )
( فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ )
: ( پس بزرگان كفّار از قوم نوح گفتند : ما تو را جز بشرى مانند خودمان نمىبينيم و پيروان تو را نيز جز افراد پست اجتماع و افرادى كه رأيى خام دارند نمىپنداريم ، و اصولا ما هيچ برترى در شما نمىيابيم ، بلكه مىپنداريم شما دروغگو هستيد ) ، مراد از ( ملاء ) اشراف و بزرگان قوم هستند كه ديدههاى مردم را از هيبت و جلال خود پر مىكنند ، اينها خطاب به حضرت نوح عليه السّلام گفتند : ما هيچ موجبى براى پيروى از تو نمىبينيم چون تو هم بشرى مثل ما هستى ، و اين افكار آنها ناشى از جهل و بىفكرى بود ، چون در روابط بين انسانها هم ، بايد از افراد اصلح و افضل تبعيّت شود و نيز گفتند :
ما مىبينيم كه افراد پست و كوته فكر و عامّى ما پيرو تو هستند و ما به جهت پستى و ذليل بودن اينها ، از دين شما كراهت داريم ، چون افرادى با افكار خام و غير روشنفكر گرد تو را گرفتهاند و ما هيچ برترى در شما نمىبينيم كه موجب پيروى ما شود ، چون شما نه از متاع دنيوى برخوردار هستيد و نه امر غيبى ، مثل تأييد بوسيله فرشتگان و يا علم غيبى ، شما را تأييد مىكند ، بلكه اصولا ما شما را افرادى دروغگو مىپنداريم و لحن