تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
عرضه شد ، معجزاتى نظير ( اژدها شدن عصا ، يد بيضاء و . . . ) مىباشد ، به هر جهت مىفرمايد ، آنها استكبار ورزيدند و حقّ را ردّ كردند و علتش هم اين بود كه آنها مردمانى مجرم و ستمكار بودند كه به اعمال پليدشان ادامه دادند . ( 76 )
( فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ )
: ( پس زمانيكه حق از ناحيهء ما برايشان بيامد ، گفتند : همانا اين سحرى آشكار است ) ، منظور از ( حقّ ) در اينجا آيت و معجزهء حق است كه خداوند آن را به دست موسى عليه السّلام جارى نمود ، مىفرمايد ، چون معجزات ما برايشان آمد به جاى پذيرش آن با لحنى مؤكّد گفتند : قطعا اين سحرى آشكار و واضح است ، با اينكه آن معجزه ، حقّى از جانب پروردگار و امرى محقّق و ثابت بود نه يك سحر موهوم و خيالى ، و اين نشانهء مكذّبين و مستكبرين است كه مؤمنان و اهل حق را به اباطيل متهم مىنمايد ، و معجزات حق را سحر و جادو مىنامند . ( 77 )
( قالَ مُوسى أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ )
: ( موسى عليه السّلام فرمود : آيا به حقّى كه نزدتان مىآيد مىگوييد ، اين سحر و جادوست ، با آنكه ساحران رستگار و پيروز نمىشوند ؟ ) ، استفهام ، انكارى است كه مضمون آن اين است كه موسى عليه السّلام چون سخن آنان را شنيد در انكار مطلب آنان به نحو سئوالى فرمود : بعد از آنكه حق نزدتان آمد ، مىگوييد كه آن سحر است ؟ آيا اين معجزه سحر و جادوست ؟ ! با آنكه سحر ، باطل و معجزه ، بر حق مىباشد ، و در آخر مىفرمايد : ساحران رستگار نمىشوند ، و با اين كلام خود را مبرّاى از ارتكاب سحر نموده ، چون آن جناب خود را رستگار و ساحران را محروم از رستگارى مىدانسته و به همين دليل هم سخنان نابجاى آنها را انكار نموده است . ( 78 )
( قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ