آورديد سحر و جادو بود كه خداوند به زودى آن را باطل خواهد كرد ، بدرستى كه خدا عمل مفسدان را اصلاح نمىكند ) ، همين كه ساحران سحرشان را ظاهر نمودند ، موسى عليه السّلام به آنان فرمود ، اين عمل شما سحر است و اين فرمايش بيان حقيقت صرف بود ، چون سحر ، غير حق و غير واقع را در نظر مردم به صورت حق و واقع جلوه مىدهد و اين عمل فى نفسه كارى باطل است و از آنجا كه سنّت جارى عالم بر استقرار حقّ و احقاق آن در عالم وجود و محو باطل جريان دارد ، لذا خداوند به زودى آن سحر را باطل خواهد كرد و نهايتا دولت حقّ برقرار خواهد بود هر چند كه باطل مدّتى جولان داشته باشد و علّت اينكه خداوند سحر آنان را بوسيله عصاى موسى عليه السّلام باطل كرد ، ( چون اژدهاى موسى همهء مارهاى ساحران را بلعيد ) ، اين بود كه ( خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمىكند ) چون صلاح و فساد دو امر متقابل و متضاد هستند و خداوند مطابق مشيّت و سنّت حقّهاش همواره آنچه را كه صالح است و شايستگى دارد اصلاح نموده و آنچه را كه صلاحيّت فساد دارد فاسد و باطل مىسازد و اگر خداوند عمل فاسد را اصلاح كند ، كل نظام عالم وجود فاسد مىگردد و اين امرى محال است .
( 82 )
( وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ )
: ( و خداوند حق را با كلمات خود محقّق و برقرار مىسازد ، اگر چه كه مجرمان نپسندند ) ، منظور از ( كلمات ) در آيهء شريفه احتمالا ، اقسام احكام و فرامين الهيست كه در شئون همهء موجودات عالم بر طبق حق جريان دارد .
پس موسى عليه السّلام در صدد بيان يك حقيقت و يك سنّت الهى كه در عالم وجود دارد ، برآمد تا آنان را متنّبه و آگاه سازد و دلهاى آنان را براى دريافت معجزهء قريب الوقوع خويش آماده نمايد ، تا غلبه معجزه بر سحر و ظهور حق بر باطل را به صورت صحيح درك كنند ، لذا فرمود : خداوند حق را با كلمات خود محقّق مىنمايد ، اگر چه مجرمان نخواهند ، چون مجرمان معاند و مخالف راه حق هستند ، لذا از حق كراهت دارند و غلبه